✍️ نویسنده:امیرحسین خاتمی
🗞️بهشتینگار، شماره پنجاهوهشتم، آبان ۱۴۰۳
مقدمه
امروزه مسئله فلسطین، بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه جهانی قرار گرفته است. گسترش رسانهها و شبکههای اجتماعی، آگاهی عمومی از خشونتها و نقض حقوق بشر را به طرز چشمگیری افزایش داده و موجب حساسیت بیشتر افکار عمومی و نهادهای بینالمللی نسبت به وضعیت مردم مظلوم فلسطین شده است. این توجه روزافزون، امروزه به جریانی جهانی تبدیل شده که عدالتخواهی و دفاع از حقوق انسانی را از مرزها فراتر برده است. اما این حساسیت و اهمیت مبارزه با ظلم و اشغالگری، موضوعی جدید و مدرن نیست؛ چهل سال پیش نیز، شخصیتهای برجستهای همچون سیدمحمد بهشتی و امام موسی صدر با دوراندیشی و بصیرت بر اهمیت مبارزه با ستم و اشغالگری تاکید داشتند. در زمانی که مسئله فلسطین و حقوق ملتهای مظلوم در کانون توجه جهانی نبود، نامبردگان به اهمیت مقابله با هرگونه تجاوز به حقوق ملتها و مبارزه با استعمار و ستم اشاره داشته و آن را یک اصل اساسی برای عدالتطلبان معرفی میکردند. نگاه بلندمدت ایشان نشان میدهد که دفاع از حق و مقابله با ظلم، یک وظیفه انسانی و فراتر از محدوده زمان و مکان است که امروزه بیش از پیش به اهمیت آن پی بردهایم. در این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش هستیم که چرا مبارزه با ستم و اشغالگری از منظر حقوق انسانی و عدالت اجتماعی، اهمیت دارد و چگونه میتواند به ایجاد صلح و ثبات جهانی منجر شود؟ بهنظر میرسد مبارزه با ستم و اشغالگری، علاوه بر دفاع از حقوق ملتهای مظلوم، زمینهساز آگاهی جهانی و ایجاد همبستگی میان عدالتطلبان سراسر جهان است. این همبستگی میتواند به فشار بر نظامهای ظالم و اشغالگر، افزایش آگاهی عمومی و در نهایت، بهبود روابط بینالمللی و ارتقای صلح جهانی کمک کند. لذا در ادامه، جهت تبیین این موضوع به بررسی دو دیدگاه از رهبران مذکور میپردازیم.
1.چیستی صهیونیسم
در اندیشه امام موسی صدر، صهیونیسم بهعنوان یک نیروی اشغالگر و ظالم، نماد انحراف و فساد در جامعه بشری است. او صهیونیسم را بهمثابه جنبشی میداند که بر پایه برتریطلبی نژادی و انحصارطلبی استوار شده و از تعصبات دینی و ستمگری، بهعنوان ابزارهایی برای سرکوب و اشغال سرزمین فلسطین بهره میبرد. به باور امام صدر، اندیشه صهیونیستی نهتنها به سلطه بر سرزمینها بلکه به تباه کردن ارزشهای انسانی و دینی نیز پرداخته است. او این ایدئولوژی را دشمنی برای همه ادیان الهی، ازجمله اسلام و مسیحیت، معرفی میکند و معتقد است که مقابله با صهیونیسم، مسئولیتی بزرگ و واجب برای تمامی مؤمنان در سراسر جهان به شمار میرود. (مشرق: 1399)
شهید بهشتی، از زاویهای انتقادی و ایدئولوژیک به صهیونیسم و اسرائیل مینگرد. وی صهیونیسم را بهعنوان یک جنبش جهانی با اهداف سیاسی و اقتصادی در راستای تقویت تسلط و نفوذ بیگانگان بر منابع و ملتهای منطقه میبیند و آن را در تضاد با ارزشها و آرمانهای ملتهای مسلمان خاورمیانه معرفی میکند. در نگاه بهشتی، اسرائیل تجسم عینی و عملی صهیونیسم در خاورمیانه است که بهدنبال تحقق اهداف سلطهجویانه و استثماری خود در منطقه است. در اندیشه بهشتی، صهیونیسم با تکیه بر حمایت قدرتهای استعماری غرب، بهعنوان دشمنی بیرونی در برابر جوامع مسلمان و اصول مکتب اسلامی مطرح میشود. او بر این باور است که افرادی که با صهیونیسم همسو میشوند یا از آن حمایت میکنند، به دلیل پیوند فکری و اعتقادیشان با این جنبش، از لحاظ فکری و عملی نیز تحتتاثیر دیدگاههای غیرمکتبی قرار دارند و به مرور به اندیشههای الحادی و سلطهگرایانه تمایل پیدا میکنند. (حسینی بهشتی، 1396، ج2: 224)
2. ضرورت مبارزه با صهیونیسم
امام موسی صدر، مبارزه با اسرائیل را از چندین منظر دینی، اجتماعی و سیاسی ضروری میدانست. او با توجه به موقعیت استراتژیک لبنان و جهان عرب در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، توسعهطلبی و تهدیدات اسرائیل را بهعنوان خطری جدی علیه امنیت، استقلال و کرامت جوامع اسلامی و عربی تلقی میکرد. صدر معتقد بود که حضور اسرائیل نه تنها تهدیدی مستقیم برای مردم فلسطین، بلکه تهدیدی برای تمام کشورهای همسایه و حتی جهان اسلام است. (Gent, 1986: 150) موسی صدر، مسئله اسرائیل را چالشی تمدنی برای جهان اسلام و بهویژه شیعیان میداند. او اسرائیل را محصول تمدن غربی و یک پروژه استعماری قلمداد میکند که با حمایتهای ایالات متحده ادامه مییابد. این تمدن غربی، بر پایه خودبرتربینی و برتریجویی صهیونیسم شکل گرفته و با تحمیل ارزشهای غربی بر منطقه، استقلال فرهنگی و اجتماعی ملتها را تهدید میکند. از نظر صدر، اسرائیل نماینده فلسفهای است که در صهیونیسم، ریشه دارد و بر پایه ایده خودبرتربینی و برتری نژادی بنا شده است. او تأکید دارد که این ایدئولوژی با ظلم به فلسطینیان و بیخانمان کردن آنها و همچنین تخریب همزیستی مسالمتآمیز میان ادیان و اقوام مختلف، تهدیدی برای انسانیت است. امام موسی صدر معتقد است که مقاومت، تنها پاسخ شرافتمندانه و مؤثر در برابر اسرائیل است. او تأسیس سازمان امل را در لبنان بهعنوان بخشی از این مقاومت، آغاز کرد و تأکید داشت که برای مقابله با اسرائیل باید از طریق خوداتکایی، تقویت جامعه، و تربیت نسل جوان جامعه، به سطحی از قدرت و خودکفایی رسید که امکان رویارویی با اسرائیل فراهم شود. (لکزایی، 1403) همچنین امام موسی صدر با تکیه بر آموزههای اسلامی، اسرائیل را «شر مطلق» میداند. این حکم، ریشه در قاعده فقهی “نفی سبیل” دارد که بر پایه آن، مسلمانان نباید در موضع ضعف یا سلطهپذیری در برابر غیرمسلمانان قرار گیرند. وی همچنین از منظر «دارالحرب» بودن رژیم صهیونیستی در مقابل «دارالاسلام»، مبارزه با اسرائیل را بهعنوان دفاعی مشروع و واجب تلقی میکرد. از منظر عقلی، امام موسی صدر بر این باور بود که رژیم صهیونیستی، خطری بالقوه و بالفعل برای منطقه و جهان اسلام است و بر پایه قاعده عقلی «دفع ضرر محتمل»، لازم است که هرگونه تعامل با این رژیم از سوی مسلمانان حرام و مقابله با آن واجب شمرده شود. (آجرلو، 1393: 25)
با توجه به گستره اندیشههای شهید بهشتی در زمینه عدالتخواهی، حمایت از مستضعفان و تقابل با نظامهای سلطهگر، میتوان رویکرد او را به مبارزه با صهیونیسم، هرچند بهصراحت مطرح نشده باشد، استنتاج کرد. شهید بهشتی بهعنوان یک متفکر اسلامی و انقلابی، با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی، به مسئله مبارزه با ظلم و دفاع از حقوق ملتهای ستمدیده، بهویژه در چارچوب آموزههای اسلامی تأکید داشت. درک او از اصول عدالت و ضرورت مقابله با نظامهای استکباری و استعماری، چنانکه در مواجهه با سلطه غربیها و استثمار ملتها ابراز داشته، نشانگر اهمیت مبارزه با اشکال مختلف استعمار و تجاوز از جمله صهیونیسم است. بر پایه همین اصول و با توجه به اندیشههای ضداستعماری بهشتی، میتوان چالش امروز جهان اسلام در برابر صهیونیسم را نیز در راستای رسالتهای او تفسیر کرد. این تقابل، نه تنها دفاع از یک سرزمین، بلکه مبارزهای برای حفظ ارزشهای انسانی و حمایت از همه مظلومان است. شهید بهشتی به این نکته اشاره دارد که گرایش به عدالت در سرشت انسانها نهفته است و این تمایل به عدالتخواهی، نیروی محرکی برای مبارزه با هرگونه ظلم و ستم، از جمله استعمار و تجاوز است. او با ذکر عدالت به عنوان یک نیاز فطری و جهانشمول، بر این باور است که انسانها بهطور طبیعی و اخلاقی نمیتوانند نسبت به ظلم و بیعدالتی بیتفاوت باشند، چرا که این بیعدالتی و تجاوز، با ماهیت انسان بهعنوان موجودی عدالتجو در تضاد است. (حسینی بهشتی، 1387: 87) در خصوص مبارزه با صهیونیسم، میتوان این رویکرد را بهخوبی به چالش کنونی در برابر این ایدئولوژی، پیوند داد. صهیونیسم که بر پایه برتریطلبی نژادی، استعمارگری و سرکوب ملت فلسطین شکل گرفته است، مصداقی آشکار از ظلم و تجاوز به حقوق انسانی است که در دیدگاه بهشتی در تقابل مستقیم با فطرت عدالتطلبانه انسانها قرار میگیرد. به عبارتی دیگر میتوان از این سخن بهشتی اینگونه استنباط نمود که این گرایش فطری، مسئولیت همه انسانها، بهویژه مسلمانان را در قبال این نوع ستم، افزایش میدهد و مبارزه با صهیونیسم تنها یک وظیفه سیاسی یا ملی نیست، بلکه وظیفهای انسانی و فطری است که همگان باید به آن پاسخ دهند و سکوت در برابر صهیونیسم و ظلم آن به ملت فلسطین، به معنای نادیده گرفتن فطرت عدالتخواهانهای است که در نهاد انسانها قرار دارد و تأکید دارد که در مواجهه با این ظلم، اقدام و مبارزه نه تنها یک وظیفه دینی بلکه پاسخی به ندای فطری و الهی انسان برای برقراری عدالت و مقابله با باطل است. بنابراین، ضرورت مبارزه با صهیونیسم نه تنها یک وظیفه سیاسی و اجتماعی، بلکه یک مسئولیت فطری و انسانی است که با رسالت عدالتخواهی در نهاد انسانها عجین شده است. این مبارزه پاسخی به ندای فطری و الهی انسان برای برقراری عدالت و مقابله با هرگونه ظلم و تجاوز است.
جمعبندی
بررسی دیدگاههای امام موسی صدر و شهید بهشتی نشان میدهد که مسئله مبارزه با ظلم و اشغالگری، بهویژه در مورد صهیونیسم، نه تنها یک واکنش سیاسی بلکه یک مسئولیت انسانی و فطری است. این دو اندیشمند، با دیدگاههای عمیق و بینشهای مبتنی بر اصول دینی و اخلاقی، صهیونیسم را تجسم انحراف و نمادی از برتریجویی، نژادپرستی و استثمار میدانند که در تضاد با عدالت و ارزشهای انسانی قرار دارد. برای آنان، مبارزه با صهیونیسم، یک دفاع از ارزشهای دینی و حقوق بشری و پاسخی به ندای فطری عدالتخواهی است که در نهاد هر انسان آگاه و مؤمنی نهفته است. امروزه، با گسترش آگاهی جهانی و افزایش حساسیت عمومی نسبت به مسئله فلسطین، اهمیت این مبارزه بیش از پیش آشکار شده است. جریانهای عدالتخواه در سراسر جهان، فراتر از مرزهای قومی، مذهبی و جغرافیایی، به دفاع از حقوق ملتهای مظلوم پرداخته و در برابر هرگونه ظلم و تجاوز ایستادهاند. این مبارزه، نه تنها برای حفاظت از فلسطین، بلکه برای دفاع از اصول عدالت، آزادی و حقوق انسانی در تمام جوامع بشری است. از این منظر، همانطور که امام موسی صدر و شهید بهشتی تأکید کردهاند، مقابله با صهیونیسم و ظلم، وظیفهای جهانی و انسانی است که تنها در چارچوب سیاسی محدود نمیشود؛ بلکه تجلی همبستگی انسانها برای برقراری صلح، ثبات و عدالت در سراسر جهان است.
کتابنامه
حسینی بهشتی، سید محمد (1396)، سخنرانیها و مصاحبههای آیتالله شهید دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، تدوین محمدرضا سرابندی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1387)، بایدها و نبایدها، تهران: انتشارات روزانه.
آجرلو، حسین؛ حاج زرگر باشی، سیدروحالله؛ رفیعی علوی، سیداحسان (1393)، «رژیم صهیونیستی؛ تعامل یا تقابل؟ بررسی مستندات فقهی دیدگاه امام موسی صدر در رابطه با تعامل با رژیم صهیونیستی»، فصلنامه علمی مطالعات بیداری اسلامی 3(5)،صص 25-50.
مشرق (1399)، صهیونیسم در اندیشه امام موسی صدر، mshrgh.ir/1075232،
لکزایی، (1403)، نشست مواجهه تمدنی عملی و نظری امام موسی صدر با رژیم اسرائیل، فرهیختگان.
Gent, M. (1986). The vanished imam: Musa al Sadr and the Shia of Lebanon. Cornell University Press; London: Tauris.