Social Icons

چیستی و ثمرات استخلاف و روح الهی انسان از دیدگاه شهید بهشتی

✍️ نویسنده:علی سلیمی

🗞️ بهشتی‌نگار، شماره شصت‌وششم، فروردین ۱۴۰۴

مقدمه

انسان به‌عنوان اشرف مخلوقات، همواره در کانون توجه آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم‌السلام) قرار داشته است. یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در قرآن کریم به آن اشاره شده، مقام خلیفة‌اللهی و روح الهی انسان است. این مقام، نه‌تنها نشان‌دهنده‌ جایگاه رفیع انسان در نظام آفرینش است، بلکه بیانگر مسئولیت‌های خطیری است که بر دوش او نهاده شده است. فهم دقیق چیستی روح الهی و استخلاف و بررسی ثمرات این مقام، می‌تواند به درک بهتر جایگاه انسان در هستی و نقش او در تحقق اهداف الهی کمک کند.

این نوشتار با هدف تبیین چیستی و ثمرات استخلاف و روح الهی انسان، به بررسی این مفهوم در اندیشه متفکر ژرف‌اندیش، شهید آیت‌الله دکتر بهشتی می‌پردازد. در این راستا، ابتدا به بررسی مراحل خلقت انسان و اعطای روح الهی به او پرداخته می‌شود، سپس مفهوم خلافت الهی و امانت الهی تحلیل شده و در نهایت، ثمرات این مقام، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

1.انسان موجودی ممتاز

در پیکره عالم خلق، انسان تنها موجودی است که حق تعالی پس از انشاء و ایجاد او در وصف خود فرمود: تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ. این تمجید پس از آن بود که سیر تکامل مُلکی و بدنی انسان به حدی رسید که انسان، لایق دریافت عطیه‌ای گشت که نه پیش از او و نه پس از او هیچ مخلوقی چنین گوهری را دریافت نکرده بود. آنچه به انسان اعطاء گشت، مرحله‌ای متمایز از مراحل قبلی بود که به تعبیر قرآن «أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ» بود.

قرآن کریم در سوره حجر آن مرحله ویژه را چنین ترسیم نموده: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ» ﴿26﴾ «ما انسان را از گِل خشک که از لَجَن متعفن گرفته شده بود آفریدیم.» این آیه اشاره به جنبه مُلکی و بدنی انسان دارد. «وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ» ﴿27﴾ «و جن را پیش از آنکه انسان را خلق کنیم، از آتش نافذ1 آفریدیم.»

«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ» ﴿28﴾ «و یاد کن زمانی را که پروردگارت به ملائکه چنین گفت: من بشری از جنس گِل خشک که از لَجَن متعفن گرفته شده می آفرینم»

«فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ» ﴿29﴾ «پس زمانی که خلقت او را کامل نمودم و از روح خود در او دمیدم، فورا همه تان بر او سجده کنید» این آیه اشاره به جنبه ملکوتی و روحی انسان دارد.»

در آیه 14 سوره مومنون، خدای متعال از نفخ روح خود در انسان، به «خَلقَاً آخَر» تعبیر فرموده: «خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» با تدبر در این آیه و انضمام آن به آیه 28 سوره حجر (فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي) می‌یابیم که مراد از «خلقاً آخَر» همان نفخه روح الهی در انسان است (حسینی بهشتی، 1402: 59).

 

2. چیستی روح الهی

شهید بهشتی معتقدند که روح الهی انسان، به معنای حیات که در خصوص تمامی جانداران به‌کار می‌رود نیست. آنچه به انسان اعطا گشته «روح الله»، «روح انسانی» و «روح خدایی» است و چیزی فراتر از امکان ادراک و فهمیدن و امکان حرکت است. آنچه با روح الهی به انسان اعطا شد، چیزی است که انسان بتواند خداگونه عمل کند؛ یعنی خیر و شر را بشناسد و اختیار و انتخاب آزادانه داشته باشد. (همان: 66)

2,1. انسان، تنها موجودی که امانت را قبول کرد

در آیه 72 سوره احزاب، مسئله قبول امانت الهی توسط انسان مطرح گشته است: «إِنَّا عَرَضنَا ٱلأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَاواَتِ وَٱلأَرضِ وَٱلجِبَالِ فَأَبَينَ أَن يَحمِلنَهَا وَأَشفَقنَ مِنهَا وَحَمَلَهَا ٱلإِنسَانُ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُوما جَهُولا»؛ «به یقین ما امانتی را به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم که البته این امانت را نپذیرفتند و از قبول آن ترسیدند ولی «انسان» آن را پذیرفت. که البته انسان هم ستمکار است و نادان.» چنانچه از این آیه پیداست، آنچه انسان را از سایر موجودات ممتاز ساخته، همان امانت الهی است.

2,2. امانت الهی از دیدگاه شهید بهشتی

شهید آیت‌الله دکتر بهشتی معتقدند که منظور از امانت الهی که به انسان اعطا شد، آگاهی و آزادی است. بیان ایشان چنین است: «این انسان حامل بار «امانت الهی» است که همان «شعور» و «اراده» نافذ و انتخاب‌گر است که «مسؤلیت»زا و رمز انسانیت انسان است. و این موهبت بزرگ همان است که آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها یارای پذیرش آن را نداشتند و برازنده آن نبودند و چون واجد استعداد و لیاقت حمل آن نبودند، آری انسان توانست «نیروی انتخاب آگاهانه و اراده آزاد» را بپذیرد.» (حسینی بهشتی، 1395: 180) بنابراین از دیدگاه آیت الله بهشتی، مراد از امانت الهی همان روح الهی است.

 

3.چیستی مقام خلیفة‌اللهی

همه موجودات از آن جهت که مخلوق و مروزق خدا هستند، پیوندی با خالق هستی دارند اما انسان با خداگونگی‌اش در انتخاب و عمل، یک پیوند دیگری علاوه بر پیوند مخلوق بودن و مرزوق بودن با خالق هستی پیدا کرده است و آن پیوند اختصاصی، «خلیفة الله3» بودن انسان است (حسینی بهشتی، 1388: 169) چنانچه خداوند متعال در آیه 30 سوره بقره فرموده: «وَإِذ قَالَ رَبُّكَ لِلمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي ٱلأَرضِ خَلِيفَةً».

شهید بهشتی در تبیین مقام خلافت انسان، چنین فرموده: «خدا انسان را در روی زمین «خلیفه» قرار داد،4 یعنی حاکمیت و سلطه زمین برای اوست که بر آن حکم براند و در آن تصرف کند و این نه تنها در زمین که در آسمان نیز5 مواهب سماوی که قابل مهار کردن و تصرف انسان‌ها است در چنبر تسخیر آنان قرار داده شده است. خدا را از افزایش سلطه انسان‌ها بر طبیعت واهمه‌ای نیست بلکه او را بر این تشویق می‌کند و از او می‌خواهد تا زمین را آباد کند6 و از نیروهای نهفته کوه‌ها و دشت‌ها بهره گیرد.7 از لوازم کرامت انسان، حاکمیت، قدرت تصرف و تسلط بر خشکی و دریا است8».

3,1. خلافت الهی مقام اختصاصی است یا همگانی؟

با ملاحظه مطالب پیشین، چنین استنتاج می‌گردد که اگر انسان، دارای امانت الهی باشد که هست و اگر نتیجه تحمل آن امانت الهی، واجد بودن روح الهی باشد که هست و مراد از امانت الهی و روح الهی، خداگونگی انسان در انتخاب و عمل باشد (شناخت خیر و شر و امکان انتخاب آزاد) که هست و نتیجه واجد بودن روح الهی، تکیه بر مقام استخلاف باشد که هست، نتیجه قهری آن چنین خواهد بود که هر آن‌کس که آگاهی و آزادی داشته باشد دارای روح الهی است و در نتیجه بر مقام خلافت الهی تکیه زده است. بنابراین طبق دیدگاه شهید آیت‌الله دکتر بهشتی، همه انسان‌ها – از آن‌جهت که آگاهند و آزاد- خلیفة‌الله هستند.9

با توجه به اینکه انسان به‌عنوان خلیفة‌الله، دارای روح الهی و امانت الهی (آگاهی و آزادی) است، ثمرات خلافت انسان در شئون مختلف زیست انسانی چه خواهد بود؟ برای دستیابی به ثمرات این بحث، در ابتدا باید مبنایی از شهید بهشتی را متذکر شویم تا برایمان مشخصص گردد که دکتر بهشتی چگونه از واقعیت‌های وجودی انسان، مأموریت او را تبیین خواهد کرد.

 

4.استنتاج بایدها از هست‌ها

شهید بهشتی معتقد بود که «بایدها و نبایدها»10 از «هست‌ها»11 و اهداف آن ناشی می‌شوند. به این معنا که برای تعیین چارچوب‌های اخلاقی و رفتاری، ابتدا باید واقعیت‌های وجودی انسان و جهان را شناخت و سپس با نظارت بر معرفت جدیدی که به دست آمده، یکسری بایدها و نبایدها را ترسیم کرد. (رفیعی، 1403: 29) در نتیجه اگر انسان آگاه و آزاد است، باید آگاه و آزاد بماند و سلب آگاهی و آزادی در شئون مختلف زیست او برخلاف خواست خالق انسان خواهد بود.

چنانکه دکتر بهشتی می‌فرماید: «نقش خدا به‌عنوان مبدأ هستى و آفريدگارِ «فَعَّالٌ لِما يُريدُ» (هر آنچه را که اراده کند انجام می‌دهد)؛ نقش پيامبران به‌عنوان رهبران و راهنمايان امت؛ نقش امام به‌عنوان زمامدار و مسئول امت و مدير جامعه؛ همه اين‌ها نقشى است كه بايد به آزادى انسان لطمه وارد نياورد. اگر اين نقش‌ها بخواهد به آزادى انسان لطمه وارد بياورد، برخلاف مشيت خدا عمل شده است». (حسینی بهشتی، 1390: 15)

به تعبیر دکتر بهشتی، اساسا رمز انسانیت انسان، همین آزادی است. هرجا انسان از انتخاب‌گری بیفتد، دیگر ارج انسانیت او رعایت نشده است.12 در این حال، حیوان بارکش و باربری است که به او خوب می‌دهند بخورد، بپوشد، بنوشد، عیش و نوش کند، هرزگی کند، اما خوب بار بکشد و خوب بار بدهد. او دیگر انسان نیست. (حسینی بهشتی، 1402: 149)

 

5.ثمره استخلاف و روح الهی انسان
5,1. ثمره اجتماعی و سیاسی

تجلی خداگونگی و مقام خلافت انسان، در امور سیاسی و اجتماعی چنین خواهد بود که از طرفی «اصل عدم تحمیل» را به رسمیت بشناسیم. چنانکه دکتر بهشتی می‌گوید: «به مردم ایران فرصت بدهید تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبنای معیارهای اسلامی ‌بسازند و این خودسازی را بر مردم ما تحمیل نکنید، به مردم ما کمک بکنید، آگاهی بدهید، زمینه‌سازی کنید برای رشد اسلام، ولی بر مردم هیچ چیز را تحمیل نکنید. انسان بالفطره خواهان آزادی است، می‌خواهد خودسازی داشته باشد، خودش، خودش را بسازد؛ اما بر خلاف دستور قرآن مبادا مسلمان بودن و مسلمان زیستن را بخواهید بر مردم تحمیل کنید، که اگر تحمیل کردید آن‌ها علیه این تحمیل‌تان طغیان خواهند کرد.» (رفیعی، 1403: 30)

و از سوی دیگر چنان تدبیر نمود که، از «اصل عدم تحمیل» سوء استفاده نشود و عده‌ای آزادی و آگاهی خودشان را دست‌مایه محروم کردن دیگران از آگاهانه و آزادانه زیستن، قرار دهند. چنان‌که آیت‌الله بهشتی در درس‌گفتار تفسیری خود از «فرمول اجتماعی اسلام» سخن گفته و معتقد است که در عین اینکه انسان اسلام در فضای مسموم پیرامونش، بازهم همان «انسان انتخاب‌گر» است اما نظام اجتماعی اسلام این اجازه را نمی‌دهد که فساد محیط علنی باشد و انتخاب‌گری عموم مردم را مختل کند. این جهت نظام اجتماعی اسلام، محیط علنی اجتماع را پاک نگه می‌دارد تا مانعی برای انتخاب‌گری سالم و صحیح و در نتیجه رشد فضیلت‌ها، وجود نداشته باشد. به تعبیر شهید بهشتی: این است آن فرمول اجتماعی اسلام.13 (حسینی بهشتی، 1400، ج4: 415)

5,2. ثمره در امور تربیتی

مقام خلیفة‌اللهی انسان همان امری است که سبب گشته که یک نظام کامل تربیتی مبتنی بر آزادی از سوی شهید بهشتی در کتاب نقش آزادی در تربیت کودکان ارائه گردد. ایشان در این اثر، سلب اختیار از فرزندان و متربیان را مخالف تعالیم قرآن دانسته و فرموده‌اند: «قیمت این آدمک‌های مصنوعی ظریف زیبای دلربا از قیمت یک مجسمه قشنگ، بیشتر نخواهد بود. بیایید همه باهم تصمیم بگیریم بچه‌هایمان آدم باشند. آدم باشند یعنی چه؟ یعنی مختار باشند. آگاه و مختار». (حسینی بهشتی، 1390: 16-15)

5,3. مسئولیت در قبال خویشتن، محیط طبیعی و محیط اجتماعی

از دیدگاه شهید بهشتی، انسان در قبال خویشتن خویش، محیط طبیعی و محیط اجتماعی‌اش مسئول است. (حسینی بهشتی، 1388: 226) این مسئولیت او همان آگاهی و آزادی اوست. به تعبیر شهید بهشتی: «خدا انسان را با خصلت‌ها و ویژگی‌ها و امتیازهایی آفریده که نتیجه خود به خودی این خصلت‌ها و امتیازات، مسئولیت را به‌دنبال خواهد داشت. وقتی موجودی آگاه باشد، بتواند آگاهی روزافزون داشته باشد، قدرت و توان کار و حرکت داشته باشد، انگیزه‌های حرکت داشته باشد، بتواند توان حرکت و قدرت و تلاشش را روزافزون کند، خلاقیت داشته باشد، بتواند نوآفرینی کند، گره‌گشایی کند، بن‌بست‌شکنی کند، توان شناخت خوب و بد داشته باشد و برای او هدف‌ها، کارها و خواسته‌ها خوب و بد داشته باشد، زشت و زیبا داشته باشد، در مسیرهای مختلف زندگی، راه و چاه برای او وجود داشته باشد و آینده‌سازی او براین پایه‌ها به‌دست خودش سپرده شده باشد، چنین موجودی خود به خود، مسئول است…سائل و پرسشگر از انسان هم خداست. چنانکه در قرآن فرموده: «ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم»… در زمینه آنچه در محیط طبیعی، دست آفرینش در اختیار انسان گذاشته است. این یک نعمت است. در درون خود انسان؛ خداوند آن‌قدر نعمت نهان و آشکار به انسان داده و آن‌قدر گنجینه‌های نهفته در اختیار انسان قرار داده که نسبت به کشف و استخراج این گنجینه‌ها هم مسئول است. در رابطه با محیط اجتماعی؛ رابطه‌ای که انسان با محیط اجتماعی و محیط اجتماعی با انسان دارد خود یک بستر رشد و تکامل است. بنابراین، این هر سه، زمینه رشد است و زمینه بهره‌مندی و زمینه سازندگی است: خودسازی و محیط‌سازی، چه محیط طبیعی و چه محیط اجتماعی.» (همان: 225-227)

ایشان در بیانی دیگر، مسئولیت انسان در قبال خویش و در قبال محیط را چنین تشریح فرموده: «محیط را که بسازی خودت را ساخته‌ای و خودت را که بسازی محیط را ساخته‌ای. اگر تک‌بعدی نشویم، خودسازی ما عین محیط‌سازی است و محیط‌سازی ما عین خودسازی است. لذا می‌گوییم اسلام، دینی است که در آن عبادت، عین سیاست است و سیاست، عین عبادت است. سیاست یعنی اداره محیط و محیط‌سازی و انسان، بیشتر از «عبادت» معنی «خودسازی» را تلقی می‌کند». (همان: 274)

 

جمع‌بندی

می‌توان به‌طور خلاصه نتایج زیر را استخراج کرد:

روح الهی و خلافت الهی: روح الهی انسان چیزی فراتر از حیات و امکان حرکت را به‌دنبال دارد. نتیجه اعطای روح الهی، خداگونگی انسان در انتخاب و عمل یا همان آگاهی و آزادی است. مقام خلیفة‌اللهی نتیجه روح الهی است که به انسان اعطا شده. این مقام، نشان‌دهنده‌ مسئولیت‌های خطیر انسان در قبال خود، جامعه و خداوند متعال است.

ثمرات استخلاف: از دیدگاه شهید بهشتی، انسان از آن جهت که به او آزادی و آگاهی اعطا شده، تکیه بر مقام استخلاف زده که چنین مقامی باید در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی زیست بشری از جمله امور اجتماعی و سیاسی و امور تربیتی، نمایان شود. این آزادی و آگاهی، پایه‌ اصلی مسئولیت‌پذیری و رشد انسان است.

مسئولیت‌های انسان: انسان به‌عنوان خلیفة‌الله، مسئولیت دارد تا در راستای تحقق عدالت، آزادی و رشد معنوی جامعه گام بردارد. این مسئولیت‌ها نه‌تنها در قبال خود، بلکه در قبال دیگران و محیط پیرامون او نیز تعریف می‌شود.

در پایان می‌توان گفت که فهم دقیق مقام استخلاف و روح الهی انسان، نه‌تنها به درک بهتر جایگاه او در نظام هستی کمک می‌کند، بلکه راهنمایی برای تحقق مسئولیت‌های فردی و اجتماعی او در راستای اهداف الهی است. امید است این پژوهش بتواند گامی هرچند کوچک در جهت تبیین این مفاهیم و نقش آن‌ها در زندگی انسان باشد.

 

پی‌نوشت

1.راغب در مفردات الفاظ القرآن معنای سموم را چنین بیان کرده: «الریح الحارّة التی تؤثّر تأثیرَ السم»؛ «چنان نافذ است که گویی به مانند سم در جان نفوذ کند». (راغب اصفهانی، 1426: 425)

  1. نادان است در فهم اهمیت این امانت و ستمکار است در کوتاهی در انجام وظایف مربوطه به این امانت.
  2. شهید بهشتی در کتاب انسان از منظر قرآن تصریح دارند که انسان به‌عنوان خلیفه خدا انتخاب شد. یعنی مراد از خلافتی که در آیات قرآن بدان اشاره شده، جانشینی خداست. (حسینی بهشتی، 1402: 67)
  3. و اذ قال ربك للملائكة انی جاعل في الارض خلیفه (بقره/۳۰)؛ و هو الذي جعلكم خلائف الأرض (انعام/ ۱۶۵)
  4. الم تروا ان الله سخرلکم ما في السموات و ما في الارض (لقمان/۲۰)
  5. هو انشأكم من الارض و استعمركم فيها (هود/۶۱)
  6. هو الذي جعل لكم الأرض ذلولا فامشوا في مناكبها و كلوا من رزقه (ملک/15)
  7. و لقد کرمنا بني آدم و حملنا هم في البر و البحر (اسراء/۷۰)
  8. به همین جهت، علی القاعده شهید بهشتی واژه «جاعل» در در آیه 30 سوره بقره (وَإِذ قَالَ رَبُّكَ لِلمَلَـائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي ٱلأَرضِ خَلِيفَةً) را صفت مشبهه می‌دانند و نه اسم فاعل. به تعبیر ابن مالک اندلسی (نحوی معروف) تفاوت اسم فاعل و مصفت مشبهه در این است که اگر کلمه بر وزن «فاعل» داشتیم که از فعل لازم ساخته شده بود و زمان او زمان حال بود، آن کلمه صفت مشبهه است و نه اسم فاعل. (السیوطی، 1401: 240) به تعبیری معنای آیه، بنابر نظر شهید بهشتی چنین خواهد بود: خدای متعال هر لحظه در زمین خلیفه قرار می‌دهد چرا که همیشه انسانی در حال خلق شدن است و همان انسان مخلوق، آگاه و دارای اراده آزاد است.
  9. به تعبیر دیگر: گزاره‌های عقل عملی و ادراک آنچه که شایسته انجام دادن یا انجام ندادن است.
  10. به تعبیر دیگر: گزاره‌های عقل نظری و ادراک آنچه که شایسته دانستن است.
  11. یعنی آن‌گونه که شایسته مقام خلیفة‌اللهی اوست، با او رفتار نشده است.
  12. فرمول اجتماعی اسلام امری است که از ادله شرعی ضرورت وجود محدودیت‌های اجتماعی استنباط شده و این ادله بر ادله اصل عدم تحمیل، حکومت دارد.

 

کتاب‌نامه

قرآن کریم

حسینی بهشتی، سیدمحمد (1402)، انسان از منظر قرآن، گردآورنده: محمدمهدی رفیعی، قم: معارف.

حسینی بهشتی، سیدمحمد (1400) ،در مکتب قرآن: درس‌گفتارهای تفسیری، تهران: روزنه.

حسینی بهشتی، سیدمحمد (1395)، شناخت اسلام، تهران: روزنه.

حسینی بهشتی، سیدمحمد (1390)، نقش آزادی در تربیت کودکان، تهران: روزنه.

حسینی بهشتی، سیدمحمد (1388)، حزب جمهوری اسلامی؛ مواضع تفصیلی، تهران: آفاق.

رفیعی، محمدمهدی (1403)، إنَّک مَسئول: جایگاه عمل و جهاد در انسان‌شناسی شهید بهشتی، قم: معارف.

السیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر (1401)، البهجة المرضیة فی شرح الألفیة فی اسلوبها الجدید، قم: انتشارات مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه.

سبد خرید
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری
error: Content is protected !!