✍️ نویسنده: حسین فرخپی ، پژوهشگر مهمان
🗞️ بهشتینگار، شماره پنجاهوهفتم، آبان ۱۴۰۳
مقدمه
شهید بهشتی و علامه طباطبایی، دو تن از برجستهترین مفسران قرآن کریم در عصر حاضر هستند. هر دو عالم وارسته، روش تفسیری خاص خود را داشته و در تفسیر آیات قرآن کریم، آثاری گرانبها از خود به یادگار گذاشتهاند.
تفسیر قرآن، بهعنوان یکی از مهمترین شاخههای علوم اسلامی، نقش بسیار حیاتی در فهم درست و کامل معانی و مقاصد قرآن کریم دارد. قرآن کریم، کتاب مقدس مسلمانان، بهعنوان راهنمای زندگی و منبع اصلی هدایت الهی شناخته میشود و تفسیر آن بهمنظور استخراج و تبیین مفاهیم عمیق و گستردهاش، ضروری است.
شهید بهشتی در تفسیر خود از قرآن کریم، با روش اجتماعی و کاربردی به بررسی آیات میپردازد اما علامه طباطبایی در تفسیر «المیزان»، با روش فلسفی-عرفانی و استناد به منابع روایی به تفسیر آیات قرآن میپردازد. بهعنوان مثال در تفسیر سوره حمد، هر دو مفسر به تبیین اهمیت و معانی عمیق این سوره میپردازند، اما با روشهای متفاوت؛ به این صورت که شهید بهشتی به ابعاد اجتماعی و کاربردی سوره حمد تأکید دارد و سعی میکند تا پیامهای تربیتی و اخلاقی را استخراج کند لذا با روش توصیفی-تحلیلی، مفاهیم سوره را شرح میدهد. اما علامه طباطبایی، به تحلیل فلسفی و عرفانی آیات میپردازد و از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده میکند. لذا با بهرهگیری از احادیث و روایات، به تبیین معانی عمیقتر میپردازد. روش تفسیری شهید بهشتی و علامه طباطبایی هر دو دارای ارزش و اهمیت خاص خود هستند و هر کدام به نحوی، به تبیین و فهم بهتر آیات قرآن کمک میکنند.
بهدلیل اینکه روشهای تفسیری شهید بهشتی و علامه طباطبایی هر کدام دارای اهمیت و ضرورت خاص خود هستند و اینکه روش شهید بهشتی با رویکرد اجتماعی و کاربردی، به پاسخگویی به نیازهای معاصر و ایجاد پیوند عملی با زندگی روزمره کمک میکند. از سوی دیگر، روش علامه طباطبایی با رویکرد فلسفی-عرفانی و تفسیر قرآن به قرآن، به کشف لایههای عمیق معنایی آیات و ارائه فهم جامعتر از قرآن میپردازد. لذا در این نوشته به بررسی تطبیقی روشهای این دو بزرگوار پرداخته شده است.
روش تفسیری شهید بهشتی
1،1. روش اجتماعی
الف) تاکید بر عدالت اجتماعی: شهید بهشتی معتقد بود که قرآن کریم برای ایجاد عدالت اجتماعی، نازل شده است. او در تفسیرهای خود به تبیین این مفهوم و کاربردهای عملی آن در جامعه میپرداخت. (حسینی بهشتی، 1400الف، ج1: 64)
ب) ارتباط دین و زندگی روزمره: شهید بهشتی تاکید داشت که مفاهیم قرآنی باید بهگونهای تفسیر شوند که قابل استفاده در زندگی روزمره باشند. او در سخنرانیها و آثار خود به بیان این ارتباط پرداخته و بر این نکته تاکید کرده است که دین نباید از زندگی واقعی مردم جدا باشد. (همان: 201)
1,2. روش سیاسی
الف) نقش دین در سیاست: شهید بهشتی معتقد بود که دین و سیاست از هم جدا نیستند و قرآن باید در عرصه سیاست نیز نقشآفرینی کند. ایشان به این موضوع پرداخته و نشان داده است که چگونه میتوان از آموزههای قرآنی برای هدایت سیاسی جامعه استفاده کرد. (حسینی بهشتی، 1400ب: 41)
ب) حمایت از حقوق مستضعفان: شهید بهشتی در تفسیرهای خود بهطور ویژه بر حمایت از حقوق مستضعفان تاکید میکرد. او معتقد بود که قرآن به حمایت از مستضعفان و تلاش برای بهبود وضعیت آنان فرمان میدهد. (همان: 46)
1,3. توجه به تاریخ و سیره
روش شهید بهشتی در تفسیر قرآن، با تاکید بر اهمیت تاریخ و سیره پیامبر و اهل بیت، به فهم عمیقتر و جامعتری از آیات قرآنی کمک میکند. او با استفاده از منابع تاریخی و روایی معتبر، سعی میکرد تا زمینههای تاریخی نزول آیات را روشن کند و از سیره پیامبر و اهل بیت به عنوان الگوهای عملی برای تفسیر مفاهیم قرآنی استفاده کند. این روش تفسیری، علاوه بر تبیین دقیقتر معانی آیات، به پیوند عمیقتر دین با زندگی روزمره مسلمانان و ارائه راهکارهای عملی برای مواجهه با مسائل اجتماعی و اخلاقی معاصر کمک میکند. (حسینی بهشتی، 1400الف، ج1: 46)
1,4. استفاده از علوم مختلف
شهید بهشتی با استفاده از علوم مختلف در تفسیر قرآن، به فهم عمیقتر و جامعتری از آیات قرآنی دست یافت. او با بهرهگیری از علوم تاریخی و سیره، علوم زبانی و ادبی، علوم اجتماعی، علوم فلسفی و کلامی و علوم حقوقی، سعی کرد تا مفاهیم قرآنی را بهشکلی جامع و چند بعدی تبیین کند. این رویکرد، علاوه بر تبیین دقیقتر معانی آیات، به پیوند عمیقتر دین با زندگی روزمره مسلمانان و ارائه راهکارهای عملی برای مواجهه با مسائل اجتماعی، اخلاقی و حقوقی معاصر کمک میکند. (همان: 179)
روش تفسیری علامه طباطبایی
2,1. روش فلسفی و کلامی
علامه طباطبایی با بهرهگیری از مبانی فلسفی اسلامی، بهویژه فلسفه مشاء و حکمت متعالیه، سعی در تبیین مفاهیم عمیق و پیچیده قرآنی دارد. او از اصول و مبانی فلسفی مانند وجود و ماهیت، علت و معلول، قضا و قدر و توحید استفاده میکند تا به تبیین دقیقتر و عمیقتر آیات قرآنی بپردازد.
2,2. روش عقلی
یکی از اصول مهم در روش فلسفی علامه طباطبایی، هماهنگی بین عقل و وحی است. او معتقد است که وحی و عقل دو منبع معرفتی معتبر هستند که نباید با یکدیگر تناقض داشته باشند. این هماهنگی در تفسیر المیزان به وضوح دیده میشود، جایی که علامه با استفاده از دلایل عقلی به تبیین و تایید مفاهیم وحیانی میپردازد. (طباطبایی، 1378، ج1: 21)
2,3. استفاده از مبانی کلامی
طباطبایی، بهعنوان یک متکلم برجسته، به مباحث کلامی همچون توحید، نبوت، امامت، معاد، و عدل الهی توجه ویژهای دارد. او با استفاده از مبانی کلامی شیعه، به تبیین آیات مرتبط با این مباحث پرداخته و به شبهات و سوالات مربوط به این موضوعات پاسخ میدهد. (همان: 24)
2,4. استفاده از آیات و روایات
الف) روش تفسیر قرآن به قرآن: در این روش، آیات قرآن با استفاده از دیگر آیات تفسیر میشوند. علامه معتقد است که قرآن، بهترین مفسر خود است و آیات آن با یکدیگر هماهنگ و مکمل هستند. این روش در تفسیر المیزان به کرات دیده میشود، جایی که علامه برای روشن کردن معنای یک آیه، به آیات مشابه یا مرتبط در سورههای دیگر مراجعه میکند. (همان: 61)
ب) استفاده از روایات در تفسیر قرآن: علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به استفاده از روایات معتبر اسلامی توجه ویژهای دارد. او از روایات اهل بیت (ع) و پیامبر اکرم (ص) برای تبیین و توضیح آیات قرآن بهره میبرد. این روایات بهعنوان منابعی معتبر و مکمل برای فهم بهتر معانی و مفاهیم قرآنی مورد استفاده قرار میگیرند. البته علامه طباطبایی در استفاده از روایات، به ارزیابی صحت و اعتبار آنها نیز توجه دارد. در تفسیر المیزان، علامه بهطور دقیق به بررسی اسناد و منابع روایات پرداخته و تلاش میکند تا از روایات ضعیف و غیرمعتبر اجتناب کند. (طباطبایی، 1378، ج1: 54)
مقایسه روش تفسیری شهید بهشتی و علامه طباطبایی
3,1. وجوه اشتراک
3,1,1. تفسیر قرآن به قرآن
شهید بهشتی: به روش تفسیر قرآن به قرآن اهمیت ویژهای میداد. او معتقد بود که آیات قرآن باید با یکدیگر تفسیر شوند، زیرا قرآن بهترین مفسر خود است. در تفسیرهایش، او سعی میکرد تا با استفاده از آیات دیگر، معانی دقیقتر و روشنتری از آیات را استخراج کند. (حسینی بهشتی، 1400ب: 25)
علامه طباطبایی: در تفسیر المیزان از روش تفسیر قرآن به قرآن بهره میبرد. او به تفصیل به تحلیل و بررسی آیات مرتبط میپرداخت و از طریق مقایسه و تطبیق آیات، به تبیین معانی و مفاهیم عمیقتری دست مییافت. این روش در تفسیر المیزان به کرات مشاهده میشود. (طباطبایی، 1378، ج1: 18)
3,1,2. استفاده از روایات
شهید بهشتی: در تفسیرهای خود از روایات معتبر اهل بیت (ع) و پیامبر اکرم (ص) استفاده میکرد. او به اهمیت روایات در فهم دقیقتر و جامعتر آیات قرآن معتقد بود و از این رو، به ارزیابی و استفاده از روایات موثق و معتبر میپرداخت. (حسینی بهشتی، 1400الف، ج1: 28)
علامه طباطبایی: در تفسیر المیزان به استفاده گسترده از روایات اهل بیت (ع) و پیامبر اکرم (ص) توجه داشت. او از روایات برای توضیح و تبیین معانی آیات استفاده میکرد و به ارزیابی صحت و اعتبار آنها نیز توجه ویژهای داشت. (طباطبایی، 1378، ج1: 61)
3,1,3. توجه به مبانی فلسفی و کلامی
شهید بهشتی: به مبانی فلسفی و کلامی نیز توجه داشت و در تفاسیر خود از این مبانی برای تبیین آیات قرآنی استفاده میکرد. او به مباحثی مانند توحید، نبوت، امامت، و معاد میپرداخت و سعی میکرد تا با استفاده از مبانی فلسفی و کلامی، به تبیین دقیقتر این مفاهیم بپردازد. (حسینی بهشتی، 1400الف، ج1: 44)
علامه طباطبایی: بهعنوان یک فیلسوف و متکلم برجسته، در تفسیر المیزان از مبانی فلسفی و کلامی استفاده میکرد. او به تحلیل عمیق مفاهیم فلسفی و کلامی در آیات قرآنی میپرداخت و سعی میکرد تا با استفاده از این مبانی، به تبیین و توضیح دقیقتر آیات بپردازد. (طباطبایی، 1380: 96)
3,2. وجوه افتراق
3,2,1. روش فلسفی و عرفانی علامه طباطبایی
الف) تاکید بر مبانی فلسفی: علامه طباطبایی در تفسیر قرآن از مبانی فلسفی، به ویژه حکمت متعالیه استفاده میکند. او به اصول فلسفی مانند وجود و ماهیت، علت و معلول، و توحید فلسفی توجه ویژهای دارد و سعی میکند مفاهیم عمیق قرآنی را با استفاده از این مبانی تبیین کند. (طباطبایی، 1378، ج1: 58)
ب) تاکید بر مبانی عرفانی: علامه طباطبایی علاوه بر فلسفه، به عرفان نظری نیز توجه دارد. او تلاش میکند تا برخی مفاهیم قرآنی را با استفاده از مبانی عرفانی تفسیر کند. این گرایش در تفسیر المیزان به وضوح دیده میشود. (همان: 20)
3,2,2. روش اجتماعی و سیاسی شهید بهشتی
الف) تفسیر بر اساس مسائل اجتماعی و سیاسی معاصر: شهید بهشتی به مسائل اجتماعی و سیاسی معاصر توجه ویژهای دارد. او سعی میکند تا آیات قرآنی را با توجه به شرایط زمانه و نیازهای جامعه تفسیر کند. رویکرد اجتماعی و سیاسی او در تفسیر قرآن به وضوح دیده میشود و تلاش میکند تا قرآن را بهعنوان راهنمایی برای حل مسائل اجتماعی و سیاسی زمانه مورد استفاده قرار دهد. (حسینی بهشتی، 1400ب: 42)
ب) تاکید بر عدالت اجتماعی: یکی از موضوعات محوری در تفسیر شهید بهشتی، عدالت اجتماعی است. او به تبیین و توضیح آیات مرتبط با عدالت اجتماعی و راهکارهای قرآنی برای برقراری عدالت در جامعه میپردازد. (حسینی بهشتی، 1400الف،ج1: 42)
جمعبندی
در نتیجه، شهید بهشتی، روشی اجتماعی و سیاسی در تفسیر قرآن دارد، در حالی که علامه طباطبایی روشی فلسفی و کلامی دارد. و تفاوت دیگر اینکه شهید بهشتی تفسیر خود را برای عموم مردم نوشته است، در حالی که تفسیر علامه طباطبایی بیشتر برای متخصصان علوم قرآنی و حوزوی مناسب است. شهید بهشتی با استفاده از علوم مختلف و بهرهگیری از دانشهای تاریخی، زبانی و اجتماعی، به تبیین مفاهیم قرآنی به شکلی جامع و کاربردی پرداخته و تلاش کرده است تا پیوند دین با زندگی روزمره را تقویت کند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، با روش جامع و تحلیلی، به بررسی عمیق مفاهیم قرآنی پرداخته است. وی با بهرهگیری از روشهای عقلی، فلسفی و نقلی، به تبیین دقیق مفاهیم آیات پرداخته و تلاش کرده است تا ارتباط بین عقل و وحی را برجسته کند. علامه با تأکید بر هماهنگی بین عقل و وحی و تحلیل فلسفی آیات، و شهید بهشتی با تمرکز بر مسائل اجتماعی و اخلاقی و بهرهگیری از علوم مختلف، هر دو راهی برای درک بهتر و عملیتر مفاهیم قرآنی ارائه میدهند. این دو روش، به شکلی هماهنگ و مکمل، به ما نشان میدهند که قرآن کریم نه تنها کتابی برای هدایت فردی بلکه راهنمایی برای سعادت جمعی و اجتماعی است.
سخن آخر اینکه اگر به دنبال تفسیری هستید که به ابعاد اجتماعی و سیاسی آیات قرآن توجه داشته باشد، تفسیر شهید بهشتی میتواند گزینه مناسبی باشد. اما اگر به دنبال تفسیری هستید که به مباحث فلسفی و کلامی پرداخته باشد، تفسیر علامه طباطبایی توصیه میشود.
کتابنامه
قرآن کریم
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1400الف)، در مکتب قرآن، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1400ب)، شناخت اسلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
طباطبایی، سیدمحمدحسین (1378)، تفسیر المیزان، چ5، مرکز نشر فرهنگی رجاء.
طباطبایی، سید محمدحسین (1380)، اصول فلسفه و روش رئالیسم، صدرا.