✍️ نویسنده:فاطمه اسلام پناه
🗞️ بهشتینگار، شماره شصتوچهارم، فروردین ۱۴۰۴
مقدمه
در جوامع معاصر، تعادل میان خویشتندوستی و مسئولیت اجتماعی به یکی از مباحث مهم در حوزههای فلسفه اخلاق و جامعه شناسی تبدیل شده است. خویشتندوستی به معنای توجه به منافع و نیازهای فردی است، در حالی که مسئولیت اجتماعی بر تعهدات فرد نسبت به جامعه و خیر جمعی تأکید دارد. این دو مفهوم، گاه در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند و چالشهایی را در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد میکنند. آیا انسان میتواند خود را در جامعهای مبتنی بر خیر جمعی و نه صرفاً منافع فردی، فعال سازد؟ این پرسش، بهویژه در دوران مدرن که فردگرایی رشد یافته است، اهمیت بیشتری پیدا مییابد. در این میان، اندیشههای شهید آیتالله دکتر بهشتی، بهعنوان یکی از متفکران برجسته اسلامی، میتواند راهگشای درک بهتر این تعادل باشد. ایشان با تأکید بر اصالت آمیخته فرد و جامعه، نگاهی جامع به این مسئله ارائه دادهاند. در این یادداشت، ابتدا به بررسی دیدگاههای شهید بهشتی درباره خویشتندوستی و مسئولیت اجتماعی میپردازیم، سپس چالشهای موجود در این زمینه را بررسی کرده و در نهایت، امکان همگرایی این دو مفهوم را مورد تحلیل قرار میدهیم.
1.خویشتندوستی
برخلاف برخی مکاتب که خویشتندوستی را معادل خودخواهی و فردگرایی افراطی تلقی میکنند، شهید بهشتی آن را به دو نوع مثبت و منفی تقسیم میکند. از نظر او، خویشتندوستی اگر به درستی درک و هدایت شود، میتواند نیرویی سازنده در رشد فردی و اجتماعی باشد، اما اگر از مسیر خود منحرف شود، ممکن است به خودپرستی و غفلت از مسئولیتهای اجتماعی منجر شود.
«اگر انسان خودش را دوست نداشته باشد و اصلا در درون او خویشتن دوستی نباشد، چه میشود؟ وقتی از خودتان دفاع میکنید، انگیزه شما چیست؟ خویشتن دوستی. این که در برابر عوامل مرگ و میر و بیماری و تجاوز میایستید ناشی از خویشتن دوستی است. انسان باید خودش را دوست داشته باشد و برای خود قیمت و ارزش قائل باشد. اما اگر آنقدر خود را دوست داشته باشیم که دیگران را به حساب نیاوریم و بگوییم همه باید همان را بخواهند که من میخواهم، همه باید آن جور بفهمند که من میفهمم، همه باید در برابر من خاضع و خاشع و فرمانبردار باشند، این خویشتندوستی تبدیل به استکبار، خودپسندی، خودمحوری و تعصب میشود؛ یا تعصب شخصی یا تعصب صنفی». (حسینی بهشتی، 1388: 302-303)
شهید بهشتی خویشتندوستی را نه بهعنوان امری مطلقاً مثبت یا منفی، بلکه بهعنوان مفهومی دارای دو بعد متفاوت، ارزیابی میکند. از نظر او، خویشتندوستی مثبت آن نوع از توجه به خود است که در راستای رشد معنوی، اخلاقی و اجتماعی انسان باشد. انسان باید خود را دوست داشته باشد، اما این محبت به خویشتن نباید او را از مسئولیتهای خود در برابر دیگران غافل کند. در واقع، خویشتندوستی مثبت همان خودشناسی و تلاش برای ارتقای وجودی است که در نهایت به نفع فرد و جامعه خواهد بود. در مقابل، خویشتندوستی منفی زمانی رخ میدهد که فرد، تنها به منافع شخصی خود بیندیشد و برای رشد خود حاضر باشد از حقوق و مصالح دیگران بگذرد. این نوع از خویشتندوستی به خودخواهی و بیتوجهی به خیر عمومی منجر میشود. شهید بهشتی معتقد است که در چنین شرایطی، فرد نه تنها به تعالی نمیرسد، بلکه در مسیر سقوط اخلاقی و اجتماعی نیز قرار میگیرد.
2. مسئولیت اجتماعی
مسئولیت اجتماعی یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه شهید آیتالله دکتر بهشتی است که آن را بهعنوان لازمه هویت انسانی و تعالی جامعه اسلامی مطرح میکند. او بر این باور است که انسان، موجودی مسئول و متعهد است که نمیتواند نسبت به پیرامون خود بیتفاوت باشد. این مسئولیت، نه تنها در سطح فردی، بلکه در ابعاد خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و حتی بینالمللی نیز مطرح میشود. بهشتی در تلاش است تا تبیین کند که چگونه مسئولیت اجتماعی، ریشه در جهانبینی اسلامی دارد و چه تأثیری بر ساختار جامعه و نظام حکمرانی میگذارد.
شهید بهشتی، مسئولیت اجتماعی را برخاسته از دو مؤلفه اساسی در انسانشناسی اسلامی میداند:
1.خلیفهاللهی انسان: از نگاه او، انسان بهعنوان خلیفه خدا در زمین، وظیفه دارد تا در جهت آبادانی و اصلاح جامعه گام بردارد. این نقش نه تنها شامل تلاش برای رشد فردی میشود، بلکه مسئولیت در قبال دیگران را نیز در برمیگیرد. (حسینی بهشتی، 1394: 179)
- آزادی و اختیار: بهشتی تأکید دارد که مسئولیت اجتماعی، بدون آزادی و اختیار معنا ندارد. او معتقد است که انسان، زمانی میتواند مسئول باشد که از روی آگاهی و اراده، نقشی فعال در جامعه ایفا کند. انسان بهعنوان موجودی آگاه و آزاد، بیهوده و لغو آفریده نشده و علاوه بر اینکه حاکم زمین است، مسئول آن نیز بهشمار میرود. البته در این خصوص، باید توجه داشت که غرض از تفکیک حاکمیت و مسئولیت، نفی حاکمیت مطلق و بدون تعهد است. (رفیعی، 1403: 73) به باور ایشان، این مسئولیت در سه رابطه انسان با خود، محیط طبیعی و محیط اجتماعی، تبلور مییابد. از دیدگاه شهید بهشتی، مسئولیت اجتماعی نه تنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه ضرورتی برای رشد و تکامل فردی است. ایشان بر این باور است که انسان باید در ساختن خود و محیط خویش، تسلط داشته باشد و این تسلط در گرو پذیرش مسئولیتهای اجتماعی است. نکته حائز توجه این است که او تأکید ویژهای بر عملگرایی در مسئولیت اجتماعی دارد. از نظر بهشتی، مسئولیت تنها در قالب اندیشه و نیت باقی نمیماند، بلکه باید به عمل منتهی شود. او معتقد است که اسلام، دینی است که همواره افراد را به عمل صالح و تلاش در جهت خیر جمعی فرا میخواند. به همین دلیل، نسبت به سکون و انفعال هشدار داده و جامعهای را که در آن مردم نسبت به مسائل اجتماعی بیتفاوت باشند، جامعهای رو به زوال میداند.
«تو باید انسانی باشی که از زمان خودت متولد بشوی و بر زمان خودت سوار بشوی و او را به حرکت در بیاوری و در آن صورت یک انسان متعالی هستی. رشد همین است، آگاهی همین است، حرکت سازنده خودآگاه همین است. آری، انسان زیستن خیلی فوت و فن میخواهد و اگر این فوت و فنها را نه برای خواندن، نه برای گفتن، نه برای نوشتن بلکه برای راه رفتن و راه بردن خویش یاد بگیریم، میتوانیم امید داشته باشیم که این جامعه یک جامعه پویای پیشرو و به یاری خدا یک امتی امام و جمعی که امام جمعهای دیگر است بشود». (حسینی بهشتی، 1388: 276)
3. چالشهای خویشتندوستی و خیر جمعی
در جوامع مدرن، فردگرایی و جمعگرایی بهعنوان دو رویکرد متضاد مطرح هستند. فردگرایی بر ارزشها و حقوق فردی تأکید دارد و معتقد است که منافع فرد باید نسبت به جامعه در اولویت باشد. از سوی دیگر، جمعگرایی بر اهمیت گروه و جامعه تأکید میکند و منافع جمعی را بر منافع فردی مقدم میداند. این تضاد میتواند به چالشهایی در تحقق مسئولیت اجتماعی منجر شود. در جوامعی که فردگرایی غالب است، افراد ممکن است کمتر به منافع جمعی توجه کنند و در نتیجه، احساس مسئولیت نسبت به جامعه کاهش یابد. از سوی دیگر، در جوامع جمعگرا، ممکن است فردیت و خلاقیت فردی تحتالشعاع قرار گیرد و افراد نتوانند بهطور کامل، پتانسیلهای خود را شکوفا کنند.
این تضاد، موجب شده است که مسئولیت اجتماعی در بسیاری از جوامع با موانعی روبهرو گردد از جمله: موانع فرهنگی: در برخی فرهنگها، غالب افراد به منافع شخصی خود توجه دارند و مسئولیت اجتماعی چندان مورد تشویق قرار نمیگیرد؛ موانع اقتصادی: در نظامهای سرمایهداری، موفقیت فردی اغلب بهعنوان معیار اصلی ارزیابی افراد در نظر گرفته میشود و این امر میتواند احساس تعهد اجتماعی را کاهش دهد؛ موانع سیاسی: در برخی حکومتها، نظامهای سیاسی بهگونهای طراحی شدهاند که شهروندان، کمتر در تصمیمگیریهای اجتماعی مشارکت داشته باشند، در نتیجه احساس تعهد به مسئولیت اجتماعی کاهش مییابد. بنابراین این سوال همچنان پابرجاست که انسان خویشتندوست چگونه میتواند در جامعهای مبتنی بر خیر جمعی و نه صرفاً منافع فردی، کنشگری کند.
4. امکان همگرایی خویشتندوستی و مسئولیت اجتماعی
شهید بهشتی با ارائه مفهوم «اصالت آمیخته فرد و جامعه»، راهکاری برای همگرایی خویشتندوستی و خیر جمعی پیشنهاد میدهد. ایشان معتقد است که فرد و جامعه در تعامل متقابل هستند و نمیتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد. به عبارت دیگر، رشد و تعالی فردی در گرو پیشرفت جامعه است و بالعکس. او برخلاف برخی از مکاتبی که یا بر اصالت فرد تأکید دارند یا بر اصالت جامعه، بر این باور است که فرد و جامعه دارای پیوندی ناگسستنی هستند. هویت جامعه در گرو هویت افراد و آحاد است و هویت افراد نیز تحت تاثیر همهجانبه جامعه (البته نه جبرآور) است. (حسینی بهشتی، 1394: 399) بنابراین فرد در صورتی قادر است که در جهت رشد، تعالی و منافع خویش حرکت کند که در یک بستر مناسب اجتماعی نیز قرار گرفته باشد؛ در این صورت است که منافع شخصی افراد در جهت منافع عمومی و سازندگی محیط اجتماعی قرار میگیرد.
این نگاه، نه تنها تعارض میان خویشتندوستی و مسئولیت اجتماعی را کاهش میدهد، بلکه آن را بهعنوان دو بعد ضروری زندگی انسانی معرفی میکند. علاوه بر این، شهید بهشتی برای ایجاد تعادل میان خویشتندوستی و مسئولیت اجتماعی، راهکارهایی نیز در عرصه عمل ارائه میدهند. از جمله این راهکارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1.ایجاد نظام عادلانه اجتماعی: برای تحقق این همگرایی، شهید بهشتی بر لزوم ایجاد نظام عادلانه اجتماعی تأکید میکند که در آن، روابط سیاسی و اجتماعی مبتنی بر عدالت باشد و هر فرد بتواند در ساختن جامعه مشارکت فعال داشته باشد. در جامعهای که عدالت وجود دارد، افراد هم به رشد فردی خود توجه خواهند داشت و هم در مسیر خیر جمعی مشارکت خواهند کرد.
«مسلم است که در جامعهای که گروهی – کم یا زیاد، لازم نیست اکثریت باشد، ولو اقلیت – در رفاه زندگی کنند و یک عده در رنج و تعب، دم از برادری ایمانی، برادری معنوی و برادری اسلامی زدن شوخی است…نتیجه عدم تعادل در زندگی جامعه از نظر برخورداری از مواهب زندگی، رنجشها و یا بالاتر از آن، کینهها، دلخوریها و برافروختگیهاست». (حسینی بهشتی، 1397: 165)
- تعلیم و تربیت مسئولیتمحور و ایجاد فرهنگ مشارکت: شهید بهشتی بر نقش آموزش و پرورش در شکلدهی به احساس مسئولیت اجتماعی تأکید دارد. او معتقد است که کودکان باید از سنین پایین با مفهوم تعهد اجتماعی آشنا شوند. «بچههای قالبی پژمرده در خود فرورفته فاقد قدرت انتخاب آزاد برای آینده نسازیم، که این هم خیانت به حال است و هم خیانت به آینده و هم به جای ایفای مسئولیت، فرار از مسئولیت است». (حسینی بهشتی، 1385: 23)
- تقویت نهادهای مدنی: او بر این باور است که نهادهای مدنی میتوانند پلی میان فرد و جامعه باشند و به افراد امکان دهند که در فعالیتهای اجتماعی مشارکت کنند بدون آنکه احساس کنند هویت فردیشان نادیده گرفته شده است. البته این ویژگی یک حزب، نهاد یا تشکیلات مطلوب در اندیشه بهشتی است. «یکی از خطرهای تشکیلات این است که انسان قالبی بسازد. در حالی که انسان نباید قالبی باشد. بنابراین یک مسئله مهم در تشکل این است که در عین بودن تشكل و در عین بودن رهبری و در عین بودن مدیریت و در عین اینکه نظام تشکیلاتی باشد، انسان هم قالبی از آب در نیاید و به سوی موجود قالبی سوق داده نشود…پس درون تشکل باید براساس نفی خودمحوری افراد و مدیران باشد و باید در عین حفظ پیوند متشکل سازمانی، در عین انضباط، انسانها بتوانند آزاد بیندیشند، آزاد انتقاد کنند و آزاد تصمیم بگیرند». (حسینی بهشتی، 1391: 141)
جمعبندی
باتوجه به مباحث مطرح شده، میتوان نتیجه گرفت که خویشتندوستی و مسئولیت اجتماعی نهتنها در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه میتوانند مکمل یکدیگر نیز باشند. در اندیشه شهید بهشتی با تاکید بر اصالت آمیخته فرد و جامعه، انسان با پذیرش مسئولیتهای اجتماعی، به رشد و تعالی فردی دست مییابد و جامعه نیز از این رشد بهرهمند میگردد. راهکارهای او، از جمله تأکید بر عدالت اجتماعی، تربیت مسئولیتمحور و تقویت نهادهای مدنی، میتوانند به ایجاد جوامع متوازنی کمک کنند که در آن علاوه بر تامین منافع فردی، خیر جمعی نیز مورد توجه قرار گیرد.
کتابنامه
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1397)، نظام اقتصادی اسلامی (مباحث نظری)، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1394)، شناخت اسلام، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1391)، حزب جمهوری اسلامی؛ گفتارها، گفتگوها، نوشتارها، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1388)، حزب جمهوری اسلامی: مواضع تفصیلی، تهران: بقعه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1385)، نقش آزادی در تربیت کودکان، تهران: بقعه.
رفیعی، محمدمهدی (1403)، انک مسئول: جایگاه عمل و جهاد در انسانشناسی شهید بهشتی، قم: معارف.