✍️ نویسنده:فاطمه اسلام پناه
🗞️اندیشه بهشتی، شماره ششم. خرداد ۱۴۰۲
مقدمه
انقلابها از نقطه آغاز تا لحظه پیروزی، متاثر از عوامل گوناگونی هستند که در برهههای مختلف زمان در مسیر آنان قرار گرفته است. یکی از عوامل موثر بر جریان انقلابها روندتاریخی سپری شده و رویدادها و جنبشهایی هستند که اگرچه در زمان گذشته به ثمر نرسیده اما تاثیرات شگرفی در آینده پس از خود و نهایتا پیروزی انقلاب بر جای گذاشتهاند. هنگامی که درباره عوامل موثر بر پیروزی انقلاب اسلامی سخن میگوییم، قیام پانزده خرداد 1342 بسیار نمایان است و هرگز قابل چشمپوشی نیست. شهید بهشتی نیز بهعنوان یکی از رهبران انقلاب اسلامی با نگاهی هوشمندانه به ابعاد مختلف قیام پانزده خرداد، چگونگی اثرگذاری این واقعه بر پیروزی انقلاب اسلامی 57 را شرح میدهد. نوشتار حاضر پس از مروری کوتاه بر زمینه وقوع و علل سرکوب قیام، نحوه اثرگذاری آن بر پیروزی انقلاب اسلامی را از منظر شهید بهشتی بررسی میکند.
1.زمینه وقوع قیام
یک سال پیش از قیام پانزده خرداد مبارزه سیاسی با رژیم شاهنشاهی ایران توسط امام خمینی (ره) بهعنوان یک شخصیت دینی و مذهبی آغاز شده بود. رهبری سیاسی و مذهبی امام خمینی چنین باوری را در جامعه بهوجود آورد که وظیفه دینی هر مسلمان این است که از یک تعهد مستحکم سیاسی بر پایه اسلام برخوردار باشد. بنابراین حضور نیروهای مردمی در جریان قیام پانزده خرداد متاثر از زمینهای بود که یک سال، پیش از واقعه در سطح جامعه شکل گرفته و مطابق آن عموم افراد علاوه بر انگیزههای اقتصادی و یا انگیزههای مبتنی بر آزادیهای سیاسی و اجتماعی، از انگیزهای جامعتر برخوردار بودند که آن انگیزه تعهد در برابر خداوند است. چنین انگیزهای موجب شد که شوق شهادت طلبی، عامل محرک الهی باشد که قیام را نیرومندتر به پیش میبرد. (حسینی بهشتی، 1396، ج1: 195 و 196)
2.عوامل ناکامی قیام
شهید بهشتی یکی از عواملی را که در پیروزی ظاهری رژیم موثر بود، برنامه رفاه اقتصادی موسوم به «انقلاب شاه و ملت» میداند. به اعتقاد وی چنین برنامههایی که میتوانند در جامعه موفقیتهای کوتاه مدت کسب کنند موجب شد گروههای مخالف رژیم متزلزل شوند. از طرف دیگر عامل دوم این است که انگیزه مذهبی در میان نسل جوان و نوجوان در جامعه چندان پررنگ نبوده و بیشتر جمعیت کسانی که آماده مبارزه بودند را میانسالان تشکیل میدادند. عامل سوم مرتبط است با سابقه کوتاه مدت رهبری مذهبی در جامعه ایران و ضعف پیوند میان رهبران و مردم که نیازمند سپری شدن زمان بیشتری بود. (همان: 198) با این وجود شهید بهشتی بیان میکند که درباره علل به ثمر نرسیدن انقلاب اسلامی در پانزده خرداد، نباید علت خاصی را جستجو کرد زیرا اساسا انتظار اینکه چنین انقلابی در یک فاصله کوتاه به نتیجه برسد صحیح نیست. «قیام پانزده خرداد به ثمر رسید، همان ثمرهای که درخور آن بود؛ کشانیدن انقلاب به ضمیمه دینی و معنوی جامعه، کشاندن روحانیت متعهد بهصورتی گسترده به میدان انقلاب و مکتبی کردن انقلاب؛ این موقعیت پانزده خرداد است. پانزده خرداد، نقش خود را موفقانه ایفا کرد و پیروزی بیستودو بهمن ۱۳۵۷ همان پیروزی قیام پانزده خرداد است». (حسینی بهشتی، 1396، ج3: ص 502)
3.عوامل موثر بر پیروزی انقلاب اسلامی
3.1. رهبری مذهبی
قیام پانزده خرداد، از این نظر که به رهبری یک مرجع تقلید بزرگ و با همراهی سایر روحانیون، بهطور ویژه از مرکز روحانیت ایران یعنی قم هدایت میشد با سایر نهضتهای پیش از خود متفاوت بوده است و برای اولین بار زعامت دینی و سیاسی یک قیام در یک نفر جمع شده و تجلی میکرد. «در نهضتهای قبل، شعارهای دیگری مطرح میشد؛ آن شعارها به مذهب ارتباط داشت، اما اصل مذهب و مکتب بهعنوان شعار عمومی نهضت و جنبش مطرح نمیشد. در نهضت تنباکو مردم علیه یک انحصار خارجی قیام کردند، با فتوای یک مرجع تقلید بزرگ و با شرکت روحانیت، اما تمام مکتب بهعنوان نظام اجتماعی که به همه مسائل توجه دارد و میخواهد کل نظام موجود را عوض کند مطرح نبود…در نهضت مشروطیت [نیز] مردم عدالتخانه میخواستند و در پی این بودند که از استبداد و خودکامگی شاهان بکاهند، اما کل مکتب مطرح نبود، حتی نفی سلطنت هم مطرح نبود، با اینکه سلطنت موروثی اصولا به خلاف اسلام است. در نهضت ملی کردن صنعت نفت نیز همینطور که از اسمش پیداست، شعار اصلی انقلاب، بیرون کردن انگلیسیها و پایان دادن به قراردادهای استعماری نفت بود و اینکه باید سرنوشت نفت به دست ملت ایران بیفتد که بعد هم آن را منحرف کردند؛ اما نفي اصل رژیم و نفی بسیاری از ارزشهای مادی طاغوتی، استعماری، استثماري و استکباری، بهصورت تام مطرح نبود». (همان: 498 و 499) بنابراین در سال 41 نهضت و انقلاب با شکل تازهای از رهبری، که ماهیتی اسلامی و دینی داشت آغاز شد و توده مردم به شکلی علنی با نوعی از امامت دینی که عین سیاست است آشنا شدند.
3.2. از بین رفتن فاصله دین و سیاست
پس از حضور چشمگیر روحانیت در رهبری قیام، اسلام، تحت عنوان یک مکتب انقلابی، در میان توده مردم از جایگاه ویژهای برخوردار گشت. درگیر شدن یکپارچه روحانیت با رژیم حاکم، این حقیقت را در جامعه ترویج کرد که یک مسلمان و یا یک عالم دینی ضرورتا باید یک فرد متعهد و آگاه سیاسی باشد. به این ترتیب مرز میان نقش روحانیت و نقش سیاستمداران در اذهان عمومی جامعه کمرنگ شده و منجر به از بین رفتن فاصله بین دین و سیاست شد که بر افزایش جامعه پذیری اندیشه برپایی حکومت اسلامی بسیار اثرگذار بود.
3.3. مبارزه آشکارا با رژیم حاکم
در حدود سال 1341 امام خمینی (ره) رسما مبارزه با رژیم را اعلام کرد و نهایتا در پانزده خرداد 1342 این اعلام رسمی مبارزه در قیام خونین مردم تجلی یافت. بهویژه پس از اینکه سایر مراجع با امام خمینی همراه و همگام شدند چنین تصویری در سطح جامعه انعکاس یافت که روحانیت ایران بهطور یکپارچه با رژیم حاکم به مبارزه برخواسته است. «در هر گوشه ی ایران از تهران تا شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک و حتی در روستاها مردم احساس کردند که با رژیم در حال مبارزه هستند». (حسینی بهشتی، 1396، ج1: 194) بنابراین قیام پانزده خرداد آغاز رسمی تاریخ مبارزات فراگیر اسلامی و سیاسی ملت ایران در مقابل نظام طاغوتی حاکم محسوب میشود.
3.4. پیدایش رابطه قهرآلود میان شاه و ملت
پس از وقایع پانزده خرداد و آمادگی قبلی رژیم برای رویارویی با مردم و توسل به عامل خشونت، یک رابطه خشم آلود و قهرآلود پایان ناپذیر میان شاه و ملت بهوجود آمد که سرانجام همین امر تاثیر شگرفی بر سرنگونی رژیم داشت. شهید بهشتی در این رابطه بیان میکند: «اول بار بود که در یک قیام، رسما ماموران رژیم به مردم تیراندازی میکردند و مردم را به رگبار مسلسل میبستند. من الان در خاطر ندارم که آیا در جریان ۲۸ مرداد، ماموران رژیم، مردم را مستقیما به مسلسل بستند یا نه، ولی در پانزده خرداد مأموران رژیم، مردم را رسما به رگبار گلوله بستند». (حسینی بهشتی، 1396، ج3: 500) به دنبال چنین وقایعی پایگاه رژیم شاهنشاهی بیش از پیش در نزد اذهان عمومی ملت ایران متزلزل گشت و نیروهای مردمی، به لحاظ روحی برای تقابل و مبارزات بعدی خود در برابر نیروهای حکومتی آمادهتر شدند.
3.5. ورود انقلاب به فاز مسلحانه
مواجهه همه جانبه رژیم شاهنشاهی مقابل مردم بیسلاح در وقایع پانزده خرداد که نهایتا موجب سرکوب قیام شد، در کنار حافظه تاریخی جامعه که شاهد سرکوب جنبشهای مردمی در جریانات 30 تیر و 28 مرداد بود منجر به ظهور حقیقتی شد که مطابق آن قیامهای سیاسی، بدون بازوی مسلح راه به جایی ندارند و همواره در معرض خطر سرکوب مسلحانه هستند. به عقیده شهید بهشتی پس از تجربه قیام پانزده خرداد استفاده از سلاح برای رویارویی با رژیم ضرورت داشت. اما همواره باید به این نکته توجه نمود که اساس مبارزه و عامل تبدیل توده مردم به نیروهای انقلابی باید از طیف فکری، اجتماعی و سیاسی باشد و نباید لزوما به یک گروه مسلح تکیه داشته و امید بست زیرا از بازوهای مسلح انقلاب صرفا در جهت وارد ساختن ضربه به دشمن استفاده میشود. (همان: 503 و 504) بنابراین یک تجربه مفید که پس از قیام پانزده خرداد بدست آمده و کمک رسان جریان انقلاب واقع شد این است که یکی از لوازم قرارگیری حرکتهای سیاسی در مسیر پیروزی، برخورداری از بازوان مسلح میباشد و پس از آن در جهت تقویت ایمان به جهاد و مبارزه مسلحانه در میان نیروهای انقلابی، تلاشهایی آغاز شد.
3.6. تقویت بعد ایدئولوژیک انقلاب
پس از قیام پانزده خرداد، متفکران و تحلیلگران علاوه بر تجویز توجه به ابعاد مسلحانه، در جهت تقویت بعد ایدئولوژیک انقلاب نیز گام برداشتند. به بیان شهید بهشتی هدف اساسی از غنی سازی ایدئولوژی انقلاب این بود که «باید کاری کنیم افراد و گروههایی که انقلاب را نه فقط در حد یک شعار و احساس، بلکه در حد یک نظام اندیشه و عمل میخواهند، بتوانند اسلام را بهعنوان مکتب انقلاب پذیرا باشند». (حسینی بهشتی، 1397: 261) تلاشها در جهت غنیتر ساختن ایدئولوژی انقلاب و برقراری پیوند استوارتر میان نسل جوان و نوجوان موجب شد برخلاف قیام پانزده خرداد، در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب، تنها نسل میانسال نباشند که از فعالان عرصه انقلاب محسوب میشوند بلکه اسلام مترقی بر جوانان عرضه شده و پایههای ایدئولوژیک انقلاب مستحکمتر گردید که مجموع این عوامل منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 شد.
جمع بندی
قیام پانزده خرداد 1342 متاثر از مبارزات آشکار و پنهانی بود که یک سال پیش از قیام، توسط امام خمینی (ره) بهعنوان یک شخصیت مذهبی آغاز شده و نیروهای مردمی را با انگیزه تعهد دینی به سوی خود جذب کرده بود. قیام پانزده خرداد در دستیابی به اهداف غایی خود ناکام بوده و با سرکوب رژیم مواجه شد. شهید بهشتی در تبیین عوامل موثر بر ناکامی قیام از برنامههای رفاهی رژیم که برای توده مردم جذابیت داشت، ضعف انگیزههای مذهبی میان نسل جوان و نوجوان و سابقه کوتاه مدت پیوند میان رهبری و مردم نام میبرد. اگرچه قیام پانزده خرداد با پیروزی ظاهری رژیم در سرکوب مردم همراه بود و انقلاب در همان سال به وقوع نپیوست اما ثمراتی داشت که در پیروزی انقلاب سال 57 بسیار موثر بوده است. با قیام پانزده خرداد، رهبری مذهبی انقلاب رسما در میان نیروهای انقلابی پذیرفته و فاصله میان دین و سیاست در اذهان عمومی برچیده شد. همچنین نوع مبارزه با رژیم به شکلی آشکارا و فراگیر دنبال شده که نهایتا باعث شد یک نوع رابطه قهرآلود خشن میان شاه و ملت بهوجود آید. علاوه بر این تجربه بدست آمده از قیام پانزده خرداد منجر به شکلگیری دو حرکت در جهت تقویت ابعاد مسلحانه و ایدئولوژیک انقلاب گشت که بیتردید در مسیر پیروزی نهایی انقلاب تاثیرات قابل توجهی داشته است.
کتابنامه
حسینی بهشتی، سید محمد(1396)، سخنرانی ها و مصاحبه های آیت الله شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی، تدوین محمدرضا سرابندی، چاپ دوم، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
حسینی بهشتی، سید محمد، (1397)، ولایت، رهبری، روحانیت، چاپ چهارم، تهران: روزنه