✍️ نویسنده:علی رشیدی
🗞️بهشتینگار، شماره پنجاهوسوم، مرداد ۱۴۰۳
مقدمه
عاشورا و قیام اباعبدالله الحسین یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ اسلام است که همواره پس از حدود هزاروچهارصد سال، مورد بحث و بررسی نخبگان، روشنفکران و مجامع علمی مختلف قرار میگیرد زیرا بسیاری از ایشان بر این عقیدهاند که قیام امام حسین علیهالسلام و سیر تاریخی آن میتواند بهعنوان الگو و متدی مناسب برای زندگی و حکمرانی بشر تعریف شود. شهید بهشتی نیز که از متفکرین انقلاب اسلامی بهشمار میرود، نگاهی خاص به این مسئله و سیر تاریخی آن دارند که فهم و درک نظام و مبنای فکری او نسبت به قیام امام حسین علیهالسلام میتواند زاویه دید هر شخصی را نسبت به آن قیام، متفاوت جلوه داده و بر درک صحیح از این واقعه موثر باشد.
1.پایداری سنت مبارزه
شهید بهشتی، امتداد مبارزه حسین بن علی علیهالسلام را مبارزه درونی و بیرونی انسانها میپندارد. مبارزهای بین دوگانگیها، دوگانگی هوس و عقل، ماده و معنویت و… . در نظام فکری او «فرهنگ مبارزه»، اجتنابناپذیر است. اجتنابناپذیری، بدین معنا که تشخیص این دوگانگیها همان تشخیص حق از باطل است. درواقع هدف حسین بن علی از مبارزه، کنار زدن غباری است که حق را پوشانده و نه هدفی مبتنی بر تشکیل حکومت.
عدم فهم حق از باطل، یک خطای بزرگ استراتژیک را برای جبهه حق در پی دارد و به همین دلیل است که شهید بهشتی در تلاش است تا واقعه هزاروچهارصد سال گذشته تکرار نشود؛ عدم تکرار واقعه سال ۶۱ هجری بدین معنا است که کنایهها، طعنهها و دروغهایی که دشمنان، علیه جبهه حق بهکار بردهاند، برای توده مردم، فرصت تلقی شود و نه تهدید! فرصتی که منجر میشود از میان بازیهای رسانهای و تبلیغاتی دشمن، علَمی که قدرت فکری حق است، سر بگشاید، که این علم نه فقط به دست امام، بلکه به کمک مردم نیز نهادینه شود. در باور شهید بهشتی چنین میگذرد که با بیان تاریخ، بغض هزاروچهارصدساله مردم نسبت به دشمنان را تبدیل به سلاحی فکری و عملی به نام مبارزه کند که دگرباره امامی مانند حسین بن علی، عدم همراهی نیرویی به نام مردم را تجربه نکند. (حسینی بهشتی، 1401: 9)
امروزه در میان مردم، مسئله مبارزه، نه بهصورت ایدئولوژیک و نه بهصورت عملی، از جایگاه ویژهای برخوردار نیست زیرا صرف هزینه مالی، معنوی، جسمی، فکری و… برای مبارزه، نوعی جهاد تفسیر میشود که تعداد اندکی حاضر میشوند این هزینه را متقبل شوند، همان هزینهای را که امام حسین علیهالسلام و عده محدودی حاضر شدند در رکاب امامشان متقبل شوند و منجر به آن قیام عظیم شد. به همین دلیل است که شهید بهشتی با درک ضرورت چنین امری در نظر دارد که سنت فراموش شده مبارزه را احیا کند. (حسینی بهشتی، 1401: 13)
2.قیام برای آزادی و عدالت
شهید بهشتی اقوال و تفاسیر منتسب به قیام امام حسین علیهالسلام را در سه دسته تقسیمبندی میکند. نگاه اول، نگاهی صرفاً سیاسی به قیام اباعبدالله است، تالی فاسد این نگاه چنین میتواند باشد که صرفاً اتمسفر فکری و سیاسی نسبت به قیام اباعبدالله منحصر به تصاحب زعامت حاکمیت است. به بیانی دیگر، نگاه به قیام امام حسین علیهالسلام صرفاً بهدلیل عدم بیعت با حاکمیت جور و تشکیل یک حاکمیتی به نام اسلام اصیل و آن هم به پشتوانه حمایت مردم است. (همان)
نگاه دوم به قیام اباعبدالله از نگاه متفکر شهید، این است که قیام اباعبدالله جهت فدایی شدن و قربانی شدن امام برای مسلمین زمان بود که کفاره گناهان این یک عده شوند. نتیجه این نوع نگاه میتواند این باشد که قیام سیدالشهدا برای آسایش و آرامش مسلمین و مردم زمان بود. (همان)
سومین نگاه و تفسیر، نسبت به قیام عاشورا نگاهی عدالتخواهانه و آزادیخواهانه است؛ یعنی قیام برای برقراری عدالت و آزادی. شهید بهشتی دو نگاه اول را نمیپذیرد و نگاه سوم را که قیام عاشورا برای برقراری عدالت و آزادی است را درست، اما ناقص میداند. (همان) دکتر بهشتی دو هدف قیام امام حسین – عدالت و آزادی – را علتی برای رفتار و متد حکمرانی معاویه متصور میشود زیرا فضای حکمرانی معاویه با آن مکانیزم انسانسازی، نه بستری برای برقراری عدالت و آزادی مسلمین و مردم بود و نه یک اسلوب اسلامی برای اداره جامعهای که در آن، حاکم با انواع افعال و افکار، مستقیماً در مقابل دین خدا شمشیر میکشد. از شرابخواری و بازی با بوزینه تا خلیفه پنداشتن پسر ناخلفش، سیر رفتاری معاویه بود. به این ترتیب، اباعبدالله، عوامفریبی و سیاست تصاحب قدرت تحلیل مردم را نپذیرفت و برای آزادی مسلمین از آن حاکمیت جور و برقراری عدالتِ از بین رفته میان مردم، با یزید بیعت نکرد و این اقدامات، منجر به قیام شد.
بهشتی، اینگونه میپندارد که تاکید مسلم اسلام بر ابراز عقاید است؛ حال اینکه چه کسانی، با چه هدفی و در چه شرایطی مجاز هستند بحثی است فارغ از این یادداشت؛ اما بهشتی این اصل ابراز عقیده و هدف را جزئی از حقوق هر انسان میداند، لذا امتداد اصل مزبور، چنان است که حسین بن علی علیهالسلام برای برپایی این حق در آن دوران اسفناک، حاضر به قیام علیه آن حکومت ضد آزادی و عدالت میشود. (حسینی بهشتی، 1401: 17-21)
3.ترویج مسئولیتپذیری اجتماعی
درس گرفتن از مسئله عاشورا و قیام امام حسین علیهالسلام برای زمان حال و امتداد آن در زندگی هر فرد میتواند یکی از مهمترین دستاوردهای آن قیام عظیم بهشمار برود که شهید بهشتی همواره بر اهمیت این مسئله تاکید داشته است. دکتر بهشتی برای روشن ساختن جرقه مسئولیتپذیری اجتماعی مردم، سه مسئله را گوشزد میکند. مسئله اول جفای مردم کوفه در حق حسین بن علی است. با بیان ویژگیهای مردم آن زمان و سیر تاریخی قیام اباعبدالله، تماماً عیان میشود همان مردمی که از امام دعوت کرده و امام را برای تشکیل حکومت، اجابت کردند، در مقابل حسین بن علی و در سیاهی لشگر دشمن قرار گرفتند؛ زیرا بهدلیل تبلیغات رسانهای و تهدیدات حاکمیت زمان، قدرت تحلیل مسائل را از دست داده و مسئولیت آن دعوت و نامههای خطاب به امام را به کلی از یاد بردند؛ به توصیه شهید بهشتی، این ترک مسئولیت مردم کوفه باید درس عبرت و تجربهای برای مسئولیتهای زندگی و روزمره مردم مسلمان بشود.
جریان تاریخی شب عاشورا که اباعبدالله علیهالسلام، یاران خود را فراخواستند نیز یکی از نمونههایی است که شهید بهشتی در تکاپوی این است که آن را بهعنوان الگوی مسئولیتپذیری قلمداد کند. بهشتی در نظر دارد ابالفضل العباس، سعید بن عبدالله و باقی یاران اباعبدالله که در شب عاشورا امام خود را تنها نگذاشتند و به او لبیک گفتن را الگوی عموم مردم قرار دهد. اشخاصی که به مسئولیت اجتماعی خودشان آگاه بودند، مسئولیت خود را تکلیف، قلمداد کردند و تا آخر توان خود، ثابت قدم ماندند و شربت شهادت را نوشیدند.
سومین نکتهای که شهید بهشتی برای ترویج فرهنگ مسئولیتپذیری از آن استفاده میکند مسئله «یاری اباعبدالله» است؛ بهشتی یاری کردن حسین بن علی را مختص به عزاداری و گریه نمیپندارد بلکه پیمودن و تداوم راه ایشان را مصداق همراهی اباعبدالله قلمداد میکند. اینکه شیعیان مسلمان برای یاری دادن به امام حسین علیهالسلام صرفاً عزاداری و گریه را ترجیح بدهند، برای بهشتی پذیرفتنی نیست. به عقیده وی، پیمودن مسیر مبارزه برای «عدالتخواهی و آزادیطلبی»، «تصاحب اهداف الهی» و «پذیرفتن مسئولیتهای اجتماعی» از مصادیق مطلوب همراهی حسین بن علی محسوب میشود. همین دیدگاه او نسبت به یاری امام حسین علیهالسلام باعث شد که همواره فرهنگ مبارزه، عدالتخواهی و آزادیطلبی و مسئولیتپذیری اجتماعی را ترویج کند. بهطور کلی، بهشتی تمام جوانب قیام عاشورا، از مردم کوفه تا یاران امام حسین و شخص امام حسین علیهالسلام را بهعنوان تجربهای مطلوب برای درک اهمیت مسئولیتپذیری اجتماعی تلقی میکند (حسینی بهشتی، 1401: 45).
جمعبندی
از نگاه شهید بهشتی، زوایای جریان کربلا و قیام امام حسین علیهالسلام را نباید صرفا بهعنوان یک مسئله سلبی تلقی کرد بلکه قیام کربلا باید ثبوتی در اذهان بهشمار رود. قیامی برای مبارزه با آن حکومت ضد عدالت و ضد آزادی، قیام امام حسین برای برقراری عدالت و آزادی مسلمانان بود. شهید بهشتی در تلاش است این احساس مسئولیت حسین بن علی را الگویی برای جامعه بشری قرار دهد، مسئولیت اجتماعی که خود را در بزنگاهی مانند کربلا نشان میدهد، باید در سایر بزنگاههای زیست اجتماعی نیز موثر باشد.
کتاب نامه
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1401)، مبارزه پیروز، چاپ دوم، تهران:روزنه.