✍️ نویسنده:محمدحسین نوری
🗞️بهشتینگار، شماره شصتم، آذر ۱۴۰۳
مقدمه
جهاد از مباحث مهم اسلامی است که یکی از فروع دین به حساب آمده و ترک آن از گناهان کبیره شمرده شده است. درباره نظر اسلام پیرامون جنگ و صلح، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است. اسلامشناسی ماهر چون شهید بهشتی نیز در این باره نظراتی دارند که قابل توجه است. با توجه به اینکه این روزها فشار رژیم صهیونیستی بر غزه و لبنان بیشتر شده و بحث از جنگ و مسائل مربوط به آن بیشتر مورد توجه واقع شده است، سزاوار است با نگاه شهید بهشتی به جنگ و صلح در اسلام آشنا شویم و دیدگاه ایشان پیرامون اشغالگری رژیم صهیونیستی را تحلیل کنیم. البته با توجه به اینکه هدف ما در این نوشتار، تطبیق بحث بر مسئله فلسطین است، از پرداختن به زوایایی از بحث جهاد که ارتباطی با این موضوع ندارد، اجتناب کردهایم؛ میاحثی همانند اینکه ماهیت جنگهای پیامبر از کدام نوع از جنگها بوده است؟ آیا دفاعی بوده یا خیر؟ اینگونه موضوعات، نیاز به بحث مستقلی دارد و از رسالت این نوشتار خارج است.
1.معنای جهاد
جهاد در لغت به معنای کوشش همه جانبه برای رسیدن به هدف است (الفارابی، 1407: 51) که البته در معنای اسلامی هر تلاش و کوششی را جهاد نمیگویند بلکه تلاش و کوشش در راه خدا برای رسیدن به اهداف مشخصی جهاد نام دارد. شهید بهشتی در این باره میفرماید: «جهاد به معنی کوشش تمام و همه جانبه است برای رسیدن به هدف و معنای اسلامی آن، بهکار بردن نهایت جهد و کوشش است در راه خدا برای نجات خلق خدا از ظلمها، اسارتها، استقرار خداپرستی و تسلط نظام عادل اجتماعی بر زندگی انسانها که در بسیاری از موارد با فداکاری و جانبازی همراه میگردد. دفاع، نوع خاصی از جهاد است برای جلوگیری از هجوم هر متعدی و متجاوز که در برنامههای اسلامی بهصورت مقابله و ایستادگی در برابر تعرض دشمن نسبت به سرزمین اسلام و جلوگیری از دستیابی دشمنان بر منابع ثروت و قدرت در قلمرو اسلام بیان شده است. بنابراین دفاع در حقیقت یکی از اشکال جهاد در راه حق و عدل است». (حسینی بهشتی، 1394: 497)
شاید تصور برخی از جهاد این باشد که حتما باید سلاح، به دست گرفت. ولی شهید بهشتی جهاد با سلاح را یکی از سطوح جهاد میدانند نه اینکه همیشه همراه با جهاد باشد. بهعنوان نمونه در سالهای آغازین بعثت پیامبر اکرم (صلیالله علیه وآله) مسلمانان، تحت فشار و اذیت مشرکین بودند و در آنجا جهادشان همین تحمل سختیها بوده و اصلا جهاد به معنای جنگ با سلاح، مطرح نبوده است.
نکته حائز اهمیت دیگر درباره جهاد این است که دفاع نیز نوعی از جهاد، محسوب میشود. وقتی فرد یا گروهی مورد حمله دشمن قرار گرفتهاند طبیعی است که باید از خود دفاع کنند و این دفاع، ارزشمند است و در اسلام، شخصی که در این راه کشته شود، شهید به حساب میآید.
2.اصالت جنگ یا صلح در اسلام
یکی از مباحث مهم پیرامون نظر اسلام درباره جنگ این است که جنگ اصالت دارد یا صلح؟ آیا اصل اولی بر جنگ است و صلح حالت استثنائی به حساب میآید یا اینکه اصل اولی صلح است و جنگ حالت استثنائی به حساب میآید. شاید بسیاری از افراد وقتی برای اولین بار با این سوال مواجه شوند جوابی جز صلح به ذهنشان نیاید؛ زیرا زشتی جنگ و آسیبهای همراه آن از اموری است که بر کسی پوشیده نیست. در نتیجه نمیتوان پذیرفت که اصل با جنگ باشد. شهید بهشتی نیز با اصل این سخن مشکلی ندارد و آن را میپذیرد اما نقطه امتیاز شهید بهشتی در این بحث این است که با توجه به اینکه یکی از مبانی ایشان در همه مباحث، واقعنگری است، در باب این مسئله نیز ضمن تأکید بر اصالت صلح در اسلام، چشمان خود را به روی واقعیت نمیبندد و بر این نکته تأکید دارد که علیرغم اینکه صلح، اصل اولی است؛ جنگ نیز واقعیتی انکارناپذیر است. (حسینی بهشتی، 1400،ج2: 38) به این معنا که هرگز تمام افراد، مطیع حق نخواهند شد و طبیعتا بر سر برخی امور، نزاع ایجاد شده و جنگ رخ خواهد داد. این نگاه شهید بهشتی در این مسئله بسیار مهم است؛ زیرا درعین اینکه به اصالت صلح باور دارد، جنگ را نیز واقعیتی انکارناپذیر معرفی کرده و چشم خود را به روی واقعیات نمیبندد. در نگاه شهید بهشتی تا وقتی اختلافات هست جنگ، وجود دارد و اختلافات نیز تمام نمیشوند. البته اگر اراده خداوند بر این بود، میتوانست کاری کند که همگان مطیع حق شده و دیگر اختلافی نباشد ولی طبیعی است که در این صورت زمینهای برای امتحان بندگان پیش نیامده و رشدی حاصل نمیشد. اصل کار انسان به همین انتخابگری اوست؛ اگر انتخابگری نباشد، چه تفاوتی میان او و حیوانات و اشیاء وجود دارد. بنابراین همواره باید زمینه رشد، تردید و انتخابگری برقرار باشد. در نتیجه، علیرغم اینکه اصل بر صلح است ولی جنگ نیز واقعیتی انکار ناپذیر است. شهید بهشتی با همین نگاه، آیات وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ (بقره/251) و آیه وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج/40) را تفسیر کرده است.
حال سوال اینجاست که اگر جنگ، واقعیتی انکارناپذیر است، آیا نباید جلوی آن را بگیریم؟ در پاسخ به این سؤال، شهید بهشتی با تشبیه زیبایی، جنگ را به یک بیماری در بدن انسان، شباهت میدهد که با وجود همه تلاشهای ارزشمند جهت پیشگیری و درمان بیماری، همچنان وجود دارد و قابل انکار نیست. جنگ نیز وجود دارد و نمیتوان آن را انکار کرد ولی در عین حال باید در جهت کاهش آن تلاش کرد؛ شهید بهشتی در این باره میفرماید: «عیناً نظیر بیماری است. بیماری چیز بدی است، اما آیا تا به امروز، بشر توانسته است بیماری را ریشهکن کند؟ نه. آیا بهدلیل اینکه بشر نتوانسته تاکنون بیماری را ریشهکن کند، شما مساعی و کوششهای دانشمندان بشری را برای مبارزه با امراض، مسخره میکنید و باطل و بیهوده و بیثمر تلقی میکنید؟ نه. میگویید تلاشهای بشر برای مبارزه با بیماری، ارزنده و از یک طرف، قابل تقدیر است و دائماً بشریت را برای مبارزه با بیماری تشویق میکنید. از دو راه: از راه طب پیشگیری و بهداشت، و از راه طب درمانی و علاج. ولی درعین حال نه طب پیشگیری، بهداشت و نه طب درمانی، عملاً تاکنون نتوانسته است بیماری را ریشهکن کند. جنگ نیز همینطور است. از یک طرف به انسان گفته میشود برو به سوی صلح! یعنی هرچه میتوانی جنگ را کم کن! و از طرف دیگر هم به او گفته میشود جنگ کم و بیش در زندگیات اجتنابناپذیر است. اتفاقاً این فرمول خیلی جالبی است. این همان، دو دیده داشتن و همه سو را نگریستن است. از یک طرف واقع بین بودن و واقعیات اجتنابناپذیر را از دیده و محاسبه دور نداشتن و از یک طرف، ایده داشتن». (حسيني بهشتي، 1390الف: 176)
3.اشغالگری رژیم صهیونیستی و حکم مقابله با آن
با توجه به مطالبی که بیان شد، واضح است که درباره مسئله اشغالگری رژیم صهیونیستی نیز مردم فلسطین وظیفه دارند از خود، دفاع کرده و با دشمن اشغالگر، مبارزه کنند. این جهاد، ستودنی است و کسی که در این راه کشته شود حکم شهید را دارد. از طرفی، صحبت درباره ناپسند بودن جنگ و عواقب ناگوار آن نمیتواند دلیل بر ترک دفاع باشد؛ زیرا با توضیحاتی که در قسمت قبل داده شد معلوم میشود که اگرچه جنگ، مطلوب نیست ولی واقعیتی انکارناپذیر است و در جهان وجود دارد. درواقع چنین نگاهی تسهیلگر امر دفاع است.
اسلام از مسلمانان غیور میخواهد که هرگز اجازه حمله به دشمن را نداده و در صورت تحقق چنین امری، تنها نظارهگر نباشند. طبیعی است که انفعال در چنین مواردی نه مورد پسند اسلام و نه مورد پسند وجدانهای بیدار و آگاه است. شهید بهشتی در این باره میگوید: «نوع دوم جنگ، در راه خدا نیست؛ دفاع از جان و مال و عرض ناموس است و دفاع از سرزمین خود؛ اینجا هم اسلام این جنگ را در نظام ارزشیش میپسندد و تقدیر میکند برای اینکه اسلام، مسلمان سرفراز میخواهد، مسلمان تهخور نمیخواهد. «العزة لله ولرسوله وللمومنین» (منافقون/8) سرفرازی و سربلندی، عزت، توانایی و توانمندی از آن خدا و پیغمبر خدا و مؤمنین و انسانهای با ایمان است». (حسینی بهشتی، ج7، 1390ب:111)
شهید بهشتی در پاسخ به سؤالی پیرامون اینکه سیاست شما در مورد فلسطین چگونه است؟ میفرماید: «از نظر ما فلسطینیها انقلابیونی هستند که علیه دشمن غاصب میجنگند و ما هر انقلابی را که علیه غاصب بجنگد حمایت میکنیم.» (حسینی بهشتی، 1396، ج1: 215) همچنین در پاسخ به این سؤال که «مدت زمانی است که اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرده و اهالی این منطقه را مجبور به ترک محل میکند. حزب شما در این مورد دست به چه اقدامی میزند؟» میفرماید: «وظیفه ماست که به اهالی جنوب لبنان کمک کنیم چون صهیونیسم غاصب بر آنها غلبه کرده و ما به کمک این برادران خود خواهیم شتافت». (همان)
جمعبندی
با توجه به مجموع مطالب مطرح شده، واضح است که اشغالگری رژیم صهیونیستی، مصداق بارز ظلم و تجاوز است و بدون شک، دفاع، وظیفه اصلی مردم فلسطین میباشد که نوعی از جهاد قلمداد میشود. ضمن اینکه تأکید بر اصالت صلح در اسلام به معنای نادیده گرفتن واقعیتها نیست و جنگ، واقعیتی انکارناپذیر است و در مواردی انسان ناچار به جنگیدن است و نمیتواند با این بهانه خودش را ذلیل کند.
کتابنامه
قرآن کریم
الفارابي، إسماعيل بن حماد الجوهري (١٤٠٧)، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه، بیروت: دارالعلم للملايين.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1400)، در مکتب قرآن، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1394)، شناخت اسلام، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1390الف)، خدا از دیگاه قرآن، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1390ب)، جاودانه تاریخ، تهران: روزنامه جمهوری اسلامی.
حسینی بهشتی، سیدمحمد (1396)، سخنرانیها و مصاحبههای آیتالله شهید دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، تدوین محمدرضا سرابندی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.