✍️ نویسنده:رضا نوریان
🗞️ بهشتینگار ، شماره هفدهم، شهریور ۱۴۰۲
مقدمه
آزادی واژه و مفهومی بنیادین در اندیشهها، مکاتب و منظومههای فکری است. از این مفهوم، تعابیر و تفاسیر گوناگونی میشود. مبانی هر نظام فکری باعث میشود که تفاسیر، تشریح و تعریف «آزادی» ثابت و یکدست نباشد. بهویژه در گستره و قلمرو آزادی، این اختلافات مشهودتر است. در دهههای اخیر، از آزادی بهعنوان یکی از مفاهیم والا و ارزشمند یاد شده است که توجه به آن را در علوم انسانی، ضروری مینماید؛ چرا که انسان و کرامتش با این مفهوم گره خورده است.
آزادی ابعادی متنوع و در هر زمینهای از زندگی انسان، امکان تجلی دارد. آزادی عقیده و آزادی بیان، دو نوع اصلی از انواع آزادی هستند. در کنار آزادی بیان، آزادی قلم و آزادی مطبوعات به ذهن متبادر میشود. تحقق آزادی در مطبوعات و نوشتهها و بهطور کلی رسانه، مستلزم آزادی بیان است. آزادی بیان، آزادی رسانه، آزادی مطبوعات و آزادی قلم مفاهیمی نزدیک به هم هستند که به نحوی با یکدیگر مرتبط و بر دیگری قابل تعمیم میباشند.
این نوشتار قصد دارد آزادی بیان و مطبوعات را در اندیشه و تقریرات شهید بهشتی و امام موسی صدر بهعنوان دو تن از متفکران معاصر جهان اسلام بررسی کند. به این منظور، نخست به بررسی مفهوم آزادی در اندیشه بهشتی و صدر پرداخته خواهد شد.
مفهوم آزادی در اندیشه شهید بهشتی
شهید بهشتی در تشریح آزادی به نقش هدایت اختیاری انسان توجه میکند و مبنای آزادی را در اختیار انسان و قدرت انتخاب انسان بیان میکند: «آنچه انسان اطاعت میکند آزادی است، معصیت میکند آزاد است، برطبق قانون عمل میکند آزاد است و برخلاف قانون عمل میکند، آزادانه خلاف قانون عمل میکند. به همین دلیل است که در این دنیا [و] آن دنیا مسئولیت و کیفر دارد.» (حسینی بهشتی،1396 الف،ج1: 218)
در اندیشه شهید بهشتی، آزادی یعنی رهایی از موانع درونی و برونی برای رسیدن به غایت زندگی و تکامل: «خدا ما را انتخابگر آفرید؛ دارای توان انتخاب آفرید؛ ولی به این صورت که میتوانیم این قدرت را در خودمان بالا ببریم کوشش اسلام این است که انسان آزاد تربیت کند؛ آزاد از همه چیز، آزاد از بند هوا و هوس؛ آزاد از تسلط خشم؛ آزاد از گرایش به جاهطلبی و قدرت و ثروت؛ آزاد از تسلط دیگران؛ آزاد آزاد؛ تا راه خویشتن را همواره آزادانه انتخاب کند. شما هر چه حد و تعزیر و تمرین و تربیت در روایات و احکام اسلامی مییابید همه در این جهت است؛ کمکی است به تقویت آزادی و قدرت انتخاب در درون و در برون؛ رهیدن هر چه بیشتر از سلطه ضد اختیار و آزادی در درون و در برون.» (حسینی بهشتی، 1390ب: 20)
تأمین حداکثر آزادیهای لازم برای شهروندان جامعه اسلامی ضروری است ولی این آزادی حد و مرزی دارد. در اندیشه شهید بهشتی، آزادی با بی بندوباری متفاوت است و آزادی بی قیدوشرط، ضد آزادی و مذموم است: «تنها مرزی که برای این آزادیها وجود دارد این است که باید به اصول اسلامی ما ضربه نزند، باید به سلامت محیط اجتماعی از نظر عفت و اخلاق ضربه نزند.»؛ (حسینی بهشتی، 1396 الف، ج3: 582) «خداوند انسان را بهرهمند از آزادی آفریده، به او حق و امکان داده که سرنوشت خود را آزادانه و آگاهانه بسازد. او اگر بخواهد این آزادی را اعمال کند، باید بکوشد در درون، اسير هوای نفس و شیطان نفس نشود. ذکر و یاد خدا را همیشه در دلش زنده نگه دارد و پیوندش را با خدا قطع نکند.» (حسینی بهشتی، 1396 ب: 178)
حدود آزادی در اندیشه شهید بهشتی همان است که در اسلام آمده و بی تحدید و شرط نیست و یاد خدا و غلبه بر هوای نفس از ابزارهای تحقق آزادی هستند.
مفهوم آزادی در اندیشه امام موسی صدر
امام موسی صدر در تعریف آزادی از تعبیر امام علی (ع) استفاده میکند: «من ترک الشهوات کان حرّا» آزاده کسی است که شهوات را ترک کند. «آزادی حقیقی دقیقاً رهایی از عوامل فشار خارجی و عوامل فشار داخلی است.» (صدر، 1398: 155) منظور از فشار خارجی، دیگران و فشار داخلی، نفس است؛ و این نشانگر اين است كه آزادی در اندیشه امام موسی صدر بر اختیار و قدرت انتخاب انسان مبتني است.
امام صدر مستقیماً به تعریف آزادی مدنظر اسلام و آن آزادی صحیح و غیرمطلق میپردازد. او معتقد به آزادی نامحدود انسان است اما آن را به صورت غیرمستقیم مقید میکند، چرا که آزادی حقیقی و نامحدود را در صورت رعایت این قید میداند: «آزادیای که با آزادی دیگران تزاحم داشته باشد، در حقیقت، بندگی نفس خویشتن و شهوت طلبی است.» (همان) بنابراین، آزادی در اندیشه امام صدر بیقید و شرط نیست و درواقع برای آزاد بودن، زمانی که حقوق و آزادی دیگری تضییع شود، اصلاً آزادی وجود ندارد؛ این آزادی، شهوتطلبی و در هر شرایطی به میل و هوی و هوس خود عمل کردن است. «آزادی حد و مرزی ندارد، به شرط آنکه انسان از همه چیز آزاد باشد، نه فقط از دیگران. چرا؟ زیرا آن آزادی که تجاوز به آزادی دیگران را به دنبال داشته باشد، آزادی نیست؛ بلکه نوعی تجاوز و ستمگری است و تجاوز به دیگران نوعی پیروی از هوای نفس و خودپرستی است. اگر از سلطه دیگران و از هوای نفس آزاد باشیم، در این صورت هیچگاه آزادی ما با آزادی دیگران تعارض پیدا نمیکند.» (صدر، 1394: 161)
امام صدر، خاستگاه آزادی حقیقی را نگاه توحیدی و «لا اله الا الله» میداند؛ اینکه فقط او را بپرستیم و از بتهای بیرونی و بت درونی، که نفس خویشتن است، رها باشیم. آغاز تحقق آزادی برای انسان، نگاه توحیدی است. «آغاز مسیر در انکار خدایان زمینی است به مفهوم انکار اعم آن، و این آغاز هسته مرکزی آزادیخواهی و اساس ایدئولوژی اسلامی را تشکیل میدهد. خضوع کامل در برابر خداوند سبحان، که حق و عدل و علم و جمال و اسماء حسنی و امثال علیاست، بر انکار الهههای زمینی، مبتنی است. به تعبیر دیگر، پرستش خداوند متعال، پرستش کمال مطلق است و به تبع آن آزادي حقيقي براي او همين است.» (صدر، 1399: 116)
تطبیق مفهوم آزادی در اندیشه بهشتی و صدر
هر دو اندیشمند در توضیحات پیرامون آزادی به یکتاپرستی و یاد خدا، مقید بودن آزادی، منافات آزادی حقیقی با آزادی مطلق، غلبه بر نفس، مبارزه با بتهای بیرونی و درونی برای تحقق آزادی حقیقی و عدم تزاحم با آزادیهای دیگران، توجه داشته اند.
همچنین رابطه آزادی با کرامت انسان در تقریرات و اندیشه هر دو اندیشمند مشهود است. امام صدر آزادی را به رسمیت شناختن کرامت انسانی و عدم آن را کاستن از کرامت انسان میداند. شهید بهشتی نیز با ذکر چند مورد مانند بی بندوباری، ضابطه ناپذیری و خودکامگی مطلق، آزاد گذاشتن نیروهای مخرب و مضر و آنارشیسم، معتقدند که این نوع آزادیها مزاحم حقوق و مصالح خود اشخاص و دیگران است و با کرامت انسان نیز منافات دارد؛ به عبارتی آزادی مطلق و بی قید و بند، ضد آزادی و کرامت انسان است. از آنجا که امام صدر در تعریف آزادی حقیقی، تضییع حقوق و آزادیهای دیگران را منع و درواقع آزادی حقیقی را مقید به حدودی میکنند، ایشان هم مقيد نبودن آزادی را قبول ندارند و عدم آزادی حقیقی را کاستن از کرامت انسان میدانند و نه عدم آزادی مطلق را.
آزادی بیان و مطبوعات در اندیشه امام موسی صدر
امام صدر اهمیت مطبوعات و مقالات و نوشتهها را به حدی میدانند که آن را جزو میدانهاي جهاد میشمارند؛ چرا که بیان و قلم، افکار عمومی را شکل میدهد و در پی جهت دادن به جامعه و اذهان مردم است. در این مسیر، بیان کننده یا نویسنده میتواند راهنما و هدایتگری دلسوز باشد یا خیانتکار و گمراهکننده و تحریفگر حقایق و اندیشهها. «مطبوعات با نظارت بر جامعه و ارکان آن و با جهتدهی به دولت و حاکمیت و نهادها، و با مشارکت در ساماندهی اقتصاد و سیاست و کوشش در تصحیح امور جامعه، در حقیقت، به جامعه بشری و محیط انسانی نظم میبخشد و به این ترتیب، خدمتگزار جامعه و فرد و انسانیت و در نتیجه از ارکان کرامت بخشیدن به انسان و حفظ این کرامت است.» (صدر، 1398، ج1: 154)
«بزرگترین عبادت در نزد خدا سخن حقی است که در برابر حاکمی ستمگر گفته شود.» (صدر، 1398، ج5: 225) امام موسی صدر، صاحبان قلم و بیان را آینه افکار عمومی میداند و آزادی آنها را ستایش میکند. ایشان معتقدند که آزادگی و راه صحیح صاحبان قلم و بیان، خطای فعل خطاکاران را آشکار میکند و به آنها گوشزد میکند و همین روند باعث ناراحتی خطاکاران میشود. خطاکاران از آزادی بیان و صحت قلم و آزادی مطبوعات دل خوشی ندارند. وی خطاب به رهبران فکر و بیان (مطبوعات) میگوید: «شما تاوان خطا و انحراف دیگران را میپردازید.» (همان)
امام صدر دو موضوع و زمینه مهم را در راستای آزادی بیان و مطبوعات ستایش میکنند؛ پرداختن به محرومان و انتقاد صحیح از مسئولان. البته که با توجه به شرایط زمانی و مکانی زندگی امام موسی صدر به این دو زمینه توجه بیشتری شده است: «ما در فكر تجلیل از مطبوعات بودیم، زیرا اصحاب مطبوعات تلاش خالصانهای در راه حمایت از جنبش محرومان و اصلاح نگاه هموطنان به آن انجام دادند و به آن رنگ ملی صحیح را دادند. من به یاد ندارم که هیچ یک از مسائل ملی، جز چند مورد معدود، تا این اندازه مورد لطف و توجه مطبوعات قرار گرفته باشد. انگشت شمار است مسائلی که از این حمایتی که از جنبش محرومان شد، برخوردار بوده باشد.» (صدر، 1398، ج5: 224)
«…ولی چه کنیم که کسانی که دوستشان داریم و به آنان احترام میگذاریم، وقتی عیبشان را تذکر میدهیم، ناراحت میشوند. ما خواهان سرافرازی و کمال و پیشرفت برای کشور و ارتش و همه نهادها هستیم، ولی اگر محبت ما نسبت به این نهادها با دورویی و نفاق همراه باشد، ما به آنها خیانت کردهایم. ما این حقیقت را در برابر چشمان آنها قرار دهیم و درست در این دوره از آنها انتقاد کنیم.» (صدر، 1398، ج5: 226)
امام موسی صدر، فرقهگرایی را یکی از موانع آزادی بیان و آزادی مطبوعات میداند: «نظام فرقهای، همه چیز را راکد کرده و مانع پیشرفت شده است.» (همان) ایشان فرقهگرایی را عاملی فتنهانگیز میداند که بحرانهای واقعی اجتماعی را میپوشاند؛ درواقع فرقهگرایی، مانع از شفافیت رسانه و منافی آزادی بیان و قلم است.
ایشان با بیان اینکه صاحبان قلم و بیان به ناچار در یکی از دستهبندیهاي فرقهای قرار میگیرند و بهتبع آن در برابرشان مانعی فرقهای شکل میگیرد، راه حل را وحدت و موضعگیری واحد مطبوعات، آن هم فقط با هدف پیشرفت کشور و جامعه اعلام میکنند. «هر اندازه تلاش کنیم تا به این بحران، جنبه فرقهای بدهیم، نمیتوانیم آن را حل کنیم، چون این بحران، بحرانی اجتماعی است.» (همان)
در اندیشه امام موسی صدر، تحمیل یک دیدگاه بر مطبوعات، موجب افول و مخالف آزادی مطبوعات است. از نظر ایشان مطبوعات باید تصویری روشن و شفاف و حقیقی از پديدهها نشان دهند. موانع و محدودیتهایی که بر مطبوعات تحمیل میشود، مورد قبول نیست. «شهروندی که محدود میشود، همواره در همان حدود باقی میماند. وقتی حکومت خودرأی و زورگو، نظر و سلطه و فکر خود را بر شهروندان تحمیل کند، آنان نمیتوانند جز در همان محدودهای که به آنان مجال داده شده رشد کنند.» (صدر، 1398، ج5: 227)
همچنین یکی از فواید آزادی بیان در مطبوعات، انتقاد از مسئولان است. «کدام یک از ماست که مطبوعات از او انتقاد نکرده باشد؟ این فایده مطبوعات است.» (همان)
همچنین این نوع آزادی، منفعتی برای جامعه است؛ آزادی مطبوعات، خیرش به مردم باز میگردد: «آزادی خدمتی است به روزنامهنگار تا کار خود را به سرانجام برساند و خدمتی است به جامعه تا همه چیز را بداند.» (صدر، 1398، ج1: 155)
امام موسی صدر، آزادی مطبوعات را در شفافیت و بیان حقایق میداند و نه اینکه افراد به بهانه آزادی مطبوعات و آزادی بیان، هر مطلبی را که باب میلشان است منتشر و افکار عمومی را از حقیقت منحرف کنند: «آزادی مطبوعات در گذشته به معنای آزادی در بدنام کردن و ویرانگری و توطئهچینی بود. آزادی باید پاک و شفاف و همگانی باشد و نباید زیر لوای آزادی، توطئه و تجاوز شود.» (صدر، 1398، ج8: 136)
آزادی که نباشد توانمندیها و ظرفیتها سرکوب میشوند و امکان شکوفایی شایسته و بایسته را از دست میدهند. آزادی که نباشد، حقایق در بیانات و نوشتهها منعکس نمیشود و آگاهی در جامعه کدر میگردد: «آزادی برترین سازوکار برای بسیج کردن همه تواناییها و ظرفیتهای انسانی است. هیچکس نمیتواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند، تواناییهایش را پویا و موهبتهای الهی را بالنده سازد.» (صدر، 1398، ج1: 154) اگر در مطبوعات، آزادی حقیقی وجود نداشته باشد، توانایی و ظرفیتهای قلمپرستان و تریبونداران یا شکوفا نمیشود یا به بیراهه میرود. برای اینکه به بیراهه نروند و آزاده باشند، نباید تحت فشار و تطمیع و تهمت و توهین قرار بگیرند؛ همچنین نباید در فقر باشند. در این صورت است که نظرات و تقریراتشان خیرخواهانه و صادقانه و بیشائبه خواهد بود. «حق روزنامهنگار بر جامعه این است که برای او آزادی را تأمین و خاطر آسوده را تضمین کند، تا تحت تأثیر زرق و برقها و انواع فشارها قرار نگیرد. ادای چنین حقی، همچنین خدمتی است به جامعه. بدین گونه، جامعه به خود نیز خدمت و نقش حقیقی خویش را ایفا میکند، و از توان جهادگران خود بارور و بهرهمند میشود.» (همان)
از آنجایی که میل به گفتوگو و حل مشکلات با مناظره و گفتوگو، با آزادی بیان مرتبط است، در اینجا برخی دیگر از فعالیتها و تقریرات امام موسی صدر را که مربوط به ميل به گفتوگو و آزادی بیان و مناظره میباشد، شرح میدهیم.
در طول زندگی امام موسی صدر، ما شاهد فعالیتها و تقریراتی هستيم که بهصورت مستقیم و غیرمستقیم نشانگر وجود میل به گفتوگو در منظومه فکری ایشان است؛ ایشان در سال 1977 با شعار بقای همزیستی در لبنان، بهدنبال نشست سران مذاهب بودند که گفتوگویی شکل بگیرد و از این طریق، آشتی سیاسی و همزیستی مسالمتآمیز میان اطراف برقرار شود. (صدر، 1398، ج8: 133)
در اندیشه ایشان تحقق گفتوگوهای عربی- اروپایی و اسلامی- مسیحی سودمند است؛ زیرا اینگونه تعاملها، همزیستی انسانها با انسانهای دیگر را احیاء میکند. (صدر، 1398، ج6: 170)
اختلاف نظر و تعدد و تکثر افکار و اندیشهها در صورتی یک امر مثبت در جامعه محسوب میشود که مسالمتآمیز باشد: «اگر اختلاف نظر در قالب گفتوگو و مناظره به شکلی آرام و منطقی باشد، نشانهای خوب و امری مثبت است، ولی اگر این اختلاف و دودستگی با خشونت همراه شود و به کشتن و تجاوزگری بیانجامد، روشن است که نشانه عقبماندگی است.» (صدر، 1398، ج12: 176)
امام موسی صدر با استناد به قرآن کریم معتقد است که انسان مؤمن با اهل کتاب باید با جدال احسن برخورد کند؛ مگر آنان که ظالم هستند و ستم پیشه کردهاند: «آيه 46 سوره عنكبوت»
«وظیفه مسلمانان در برابر مسیحیان، سخن گفتن به نیکوترین شیوه است؛ همکاری و محبت و پذیرش اسلام واحد و همچنین گفتوگو به بهترین شیوه درباره جزئیات. اما آنان که ظلم میکنند و همچنین یهودیان و ملحدان، به تعبیر قرآن کریم گروه دیگری به حساب میآیند: «لَتَجِدَنَّ أشَدّش النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذینَ آمَنُوا الیهُودَ وَالَّذینَ أشرَکُوا» در صورتی که درباره مسیحیان میفرماید: «وَلَتَجِدَنَّ أقرَبَهُم مَوَدَّهً لِلَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ قالُوا إنّا نَصَارَی ذَلِکَ بِأَنَّ مِنهُم قِسِّیسِینَ وَرَهبَانّا وَأنَّهُم لَا یستَکبِرُونَ» (صدر، 1397: 233)
امام موسی صدر با استناد به آیات 7-5 سوره جمعه، یهودیان را گروهی از اهل کتاب معرفی میکند که ظالم هستند، پس آنها را لايق مناظره، گفتوگو و جدال احسن نمیداند.
آزادی بیان و مطبوعات در اندیشه شهید بهشتی
در اندیشه شهید بهشتی، آزادي بیان، قلم و مطبوعات از آزادیهای اساسی شمرده میشود. هر جا صحبت از آزادی باشد، امکان ندارد بیان، نقد و قلم در نظر گرفته نشود. از اهداف اساسي استقرار نظام و جامعه اسلامی: «برقراری آزادیهای اساسی از قبیل آزادی اندیشه، آزادی بیان و قلم، آزادی اجتماعات، و دیگر آزادیهای انسانی و مشروع که شرط لازم توانایی ملت بر ایفای نقشی خلاق در تعیین سرنوشت اجتماعی خویش است.» (حسینی بهشتی، 1396 الف، ج1: 353)
«آزادی، سه بخش اصلی دارد؛ بخش اول، آزادی عقیده و اندیشه؛ بخش دوم، آزادی بیان، قلم، اجتماعات و تظاهرات؛ بخش سوم، آزادی تشکیل احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی» (حسینی بهشتی، 1390 الف، ج5: 124) از دیدگاه بهشتی، اصل بر آزادی حداکثری است: «باید در نظام اجتماعی، آزادیهای لازم برای یک یک شهروندان جمهوری اسلامی تا حداکثر ممکن، تأمین باشد.» (حسینی بهشتی،1396 الف، ج2: 28) اما این آزادی بیان، حد و مرز و شروطی دارد؛ حدش این است که مخالف نظم عمومی و اخلاق حسنه نباشد و به اصول اسلامی ضربه نزند: «تنها مرزی که برای این آزادیها وجود دارد این است که باید به اصول اسلامی ضربه نزنند، باید به سلامت محیط اجتماعی از نظر عفت و اخلاق ضربه نزند، مثلا ما دروغپردازی و شایعهسازی را هرگز نمیتوانیم در جامعه اسلامی آزاد بگذاریم» (حسینی بهشتی،1396 الف، ج2: 28)
شهید بهشتی در تفسیر و مباحثات پیرامون تصویب اصل 24 کنونی قانون اساسی، علاوه بر تصریح به عدم مخالفت با مبانی اسلامی و حقوق عمومی، بر این اشاره دارد که جزئیات و تفصیل اینگونه مخالفتها را قانون تعیین میکند.
شروط آزادی بیان: 1- اظهارنظر و مطلبی که بیان میشود صحت داشته باشد و دروغپردازي و شایعهافکنی نباشد. از تهمت و برچسبزنی باطل به دور باشد. 2- بیان و قلم، مغرضانه نباشد و اگر انتقاد است دلسوزانه باشد و نه با بیان کینهتوزانه؛ و هدف از انتقاد ارشاد و نصیحت باشد. «نشر دروغ و تهمت و افترا و شایعه نیز گناه و ممنوع است و درخور کیفر و باید طبق ضوابط قانونی از آن جلوگیری شود.» (حسینی بهشتی، 1388: 405)
برای آزادی رسانه، بهخصوص رسانههای عمومی و فراگیر، علاوه بر شروط و حدود آزادی بیان كه ذكر شد؛ قید دیگری نیز وجود دارد؛ اینکه جامعه را منحرف نکنند. برای جهت دادن به افکار عمومی باب میل خودشان اقدامی نکنند یا مغرضانه بعضی پدیدهها را برجسته و بعضی دیگر را کمرنگ نکنند. «همه روزنامهها موظفاند که از نشر مطالبی که تشویش و نگرانی خاطر بیجا و التهاب بیجا در جامعه بهجود میآورد خودداری كنند.» (حسینی بهشتی، 1396 الف، ج3: 607)
آزادی رسانه نباید مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. باید بیانگر حقایق باشد و سلیقهای نشود. خیر جامعه در نظر گرفته شود و این جز با بیان حقایق، محقق نمیشود. شهید بهشتی در انتقاد و خطاب به برخی مطبوعات: «چه کسی خواسته آزادی مطبوعات را در ایران محدود کند؟ شش ماه به شما آزادی کامل داده شده، چـکـار کـردید؟ هر روز یک گروه، هر روز یک شایعه، هر روز یک تهمت، مگر ملت ما چقدر می تواند صبر را ادامه بدهد؟ من خودم به برخی از مسئولان این نشریات گفتم ما از شما یک انتظار بیشتر نداریم و آن، این است که در این روزنامههایتان و سرمقالههایتان، دروغ بـه مـردم نگویید! آیا شما میفرمایید مـا چـون مسلمانیم و انقلاب اسلامی کردیم باید به هر دروغگوی دروغپردازی مهلت ابدی بدهیم؟» (حسيني بهشتي، 1390 الف، ج3: 209-210) «رادیو تلویزیون باید منعکس کننده و بیانگر واقعیتهای این جامعه برای مردم ما باشند.» (حسيني بهشتي، 1390 الف، ج3: 118)
شهید بهشتی بارها بر آزادی بیان در انتقاد از مسئولین، از صدر تا ذیل آنها، تأکید داشتند: «هیچ تفاوتی نمیکند که حاکم شرع هم باشد، کما اینکه بنده خودم این مطلب را با صراحت گفتهام. گفتهام که یک مسلمان از هرکس در هر مقام باشد، باید حق انتقاد داشته باشد و کسی که مصون از انتقاد باشد نداریم. وقتی پیغمبر با کمال صراحت از مردم میخواهد تا انتقاد کنند، علی (ع) از مردم میخواهد که انتقاد کنند، دیگر دیگران چه میگویند؟» (حسینی بهشتی، 1400، ج6: 92) «مردم در انتقاد و خردهگیری غیرمغرضانه از مسئولان، آزادی مطلق دارند. از همه میتوانند انتقاد کنند؛ انتقاد سازنده دوستانه، نه انتقاد مغرضانه و کینهتوزانه و ویرانگر.» (حسینی بهشتی، 1398: 145)
پس شرط آزادی بیان در انتقاد از مسئول، حقیقت و انصاف است: «اما این انتقاد، انتقاد راست باشد. اگر بهعنوان انتقاد، آمدی دروغ گفتی، تهمت زدی، دروغزنی کردی، اعتماد میان مردم و مسئولان را با دروغ گفتنها یا با طرح سوالات دو پهلو و سه پهلو و شش پهلوی تردیدآمیز متزلزل کردی، آنجا باید همین مردم و همین مسئولان، با قاطعیت، البته از طریق قانونی، جلویت را بگیرند. در جمهوری اسلامی، انتقاد از مسئولان آری، تهمت زدن و دروغ زدن به مسئولان در هر حدی از مسئولیت باشند، نه و حرام.» (همان)
در انتهای این قسمت باید به آزادی انتشار مطالب ضد اسلام اشاره کرد! شهید بهشتی، بیان اشکالات و شبهات درباره عقاید و اصول اسلامی را آزاد میداند، اما به یک شرط: «به شرط آنکه همراه باشد با پاسخ روشنگر و توضیحات کافی به این شبهات و اشکالات. اگر کسی درباره اصول عقاید اسلام شبههای دارد، میتواند آن را در یک جلسه اینجوری بگوید به یک شرط، به شرط اینکه اجازه بدهد بنده هم بیایم در اینجا بایستم، او شبههاش را بگوید، من نیز جوابش را بدهم»؛ «اگر کسانی بخواهند با سخنانشان با نوشتههایشان اصـول عقاید دینی مردم را متزلزل کنند میگوییم آقا حرفی نیست تو بیا حرفت را بزن اما شرطش این است که یک نفر صاحبنظر و صاحب بیان و دارای قدرت منطق و استدلال که در آن زمینهای که تو میخواهی صحبت کنی دارای مطالعه باشد به سهم مساوی، شما هم صحبت کن، او هـم صحبت کند، شنوندگان هم گوش کنند و انتخاب کنند.» (حسینی بهشتی،1396 الف، ج1: 565)
پس شهید بهشتی درباره آزادی بیان مطالب اسلامی و ضداسلامی، قائل به مناظره و گفتوگو است اینکه هرکس هرچه دلش میخواهد به نحوی بیان کند که اذهان مسلمانان مشوش شود و بدون پاسخ نیز باقی بماند، پذیرفته نیست. مطالب باید به نحوی بیان شوند که امکان پاسخ سریع، همزمان و همظرف وجود داشته باشد.
«نشر یکطرفه عقاید و افکار ضد اسلامی در جامعه اسلامی ممنوع است و از انتشار کتب ضلال و نشریات گمراهکننده جلوگیری میشود مگر آنکه با نشریاتی دیگر همراه باشد که به خواننده در تجزیه و تحلیل رسای اینگونه عقاید و افکار ضد اسلامی کمک کند. بحثها و سخنرانیها نیز چنین است.» (حسینی بهشتی، 1388: 405)
جمعبندی
هر دو متفکر، منظومهای فکری، مبتنی بر اسلام دارند. موازین، حدود و مقررات اسلامی را مبنا میگذارند. طبیعی است که ذهنیت و تفکرشان پیرامون آزادی، آزادی بیان و مطبوعات به یکدیگر نزدیک باشد. بنابراین بسیاری از تقریراتشان و نظراتشان درباره حدود و شروط آزادی بیان و مطبوعات، همخانواده و نزدیک و گاهی عیناً مطالبشان مشابه است. گاهی روح و محتوا مشابه، ولیکن ادبیات یا زاویه دید یا مخاطب متفاوت است.
قابل ذکر است در بعضی موضوعات، تقریراتی از شهید بهشتی موجود است که از امام موسی صدر در آن زمینه تقریری نداریم؛ و یا از امام موسی صدر تقریراتی داریم که شهید بهشتی در آن موضوعات بیان و قلمی نداشتهاند. اما در کل، راجع به کلیات و اهم مباحث آزادی بیان و مطبوعات از هردو متفکر تقریراتی وجود دارد.
پررنگ ترین نقطه اشتراک اندیشه شهید بهشتی و امام موسی صدر در رابطه با آزادی بیان و مطبوعات، موضوع انتقاد از مسئولین است. آنها معتقدند که هرکس در انتقاد از همه مسئولین آزاد است، اما این نقد باید دلسوزانه و خیرخواهانه باشد نه برای تخریب. همچنین معتقدند که بیان و قلم و مطبوعات کاملاً آزاد هستند ولی در صورتی که حقایق را بیان کنند. نقش شفافکننده برای جامعه داشته باشند، نه اینکه با دروغ و جهتدهیهای سلیقهای و تفکر تحمیلی و تخریب، قصد منحرف کردن افکار عمومی را داشته باشند. اینگونه نه تنها خدمتی به جامعه نمیکنند بلکه ضد آزادی نیز عمل کردهاند. البته شهید بهشتی با توجه به استقرار جامعه و حکومت اسلامی پس از انقلاب اسلامی ایران، حد و شرط این آزادی مطبوعاتي را عدم ضربه زدن به مباني اسلامی نیز در نظر ميگيرد.
کتابنامه
حسینی بهشتی، سیدمحمد، (1364)، صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی.
حسینی بهشتی، سیدمحمد، (1388)، حزب جمهوری اسلامی؛ مواضع تفصیلی، تهران: بقعه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد، (1390 الف)، جاودانه تاریخ، تهران: روزنامه جمهوری اسلامی.
حسینی بهشتی، سیدمحمد، (1390 ب)، نقش آزادی در تربیت کودکان، تهران: بقعه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد، (1396 الف)، سخنرانیها و مصاحبههای شهید آیتالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، تدوین محمدرضا سرابندی، تهران: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
حسینی بهشتی، سیدمحمد، (1396 ب)، آزادی، هرج و مرج، زورمداری؛ بخش تکمیلی، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد، (1398)، موقعیت زن از نظر اسلام، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سیدمحمد، (1400)، در مکتب قرآن، تهران: روزنه.
صدر، سیدموسی، (1394)، انسان آسمان، تهران: موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.
صدر، سیدموسی، (1397)، حدیث سحرگاهان، تهران: موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.
صدر، سیدموسی، (1398)، گام به گام با امام مجموعه گفتارها و مصاحبهها و مقالات سید موسی صدر، تهران: موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.
صدر، سیدموسی، (1399)، ادیان در خدمت انسان، تهران: موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.