Social Icons

رهبری پیروز (بررسی الگوی رهبری موفق در نهضت حسینی با تاکید بر دیدگاه شهید بهشتی)

✍️ نویسنده:علی بوداغی

🗞️بهشتی‌نگار، شماره پنجاه‌وششم، شهریور ۱۴۰۳

مقدمه

سیره‌پژوهی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مطالعاتی و پژوهشی شهید آیت‌الله بهشتی، بخش مهمی از آثار ایشان را به خود اختصاص داده است. البته این ویژگی، تنها به آثار ایشان منحصر نمی‌شود و با نگاهی به آثار متفکران معاصر ایشان همچون آیت‌الله خامنه‌ای و شهید مطهری رحمة‌الله‌علیه، به اهتمام آن‌ها در بررسی سیره معصومان براي حل مسائل انسان مسلمان و جامعه اسلامي پی ‌می‌بریم.

از سوی دیگر، شهید بهشتی به‌عنوان یک متفکر سیاسی و اجتماعی، موضوع «رهبری» و مباحث پیرامونی آن را در آثار و بیانات متعدد، مورد بحث قرار داده است. در این میان، بخشی از مباحث ایشان، ضمن پرداختن به سیره معصومین، با موضوع رهبری در مبارزات و نهضت‌های اسلامی مرتبط است و سیره رهبری معصومین را وجهه همت خود قرار می‌دهد.

نهضت حسینی، یکی از نهضت‌هایی است که با این نگاه، مورد توجه استاد شهید قرار گرفته است. نوشتار حاضر، می‌کوشد تا سنت‌هاي رهبری پیروز امام ‌حسین علیه‌السلام را براساس انديشه آيت‌الله بهشتي مورد مداقه قرار دهد.

آيت‌الله بهشتي به‌طور كلي سه خصوصیت براي «امام معصوم» ذكر مي‌كند: عصمت، رهبري، علم. (‌بهشتي، 1396الف: ۴۴) آنچه در اين نوشتار، مورد بحث قرار مي‌گيرد، «رهبري امام معصوم» است.

1.مفهوم «رهبري»
1،1. واژه «رهبر»

اين واژه در ادبیات شهید بهشتی (ره) با واژه‌های متعددی مانند: «امام» (‌بهشتي، 1390: 243)، «زعیم و قائد» (‌بهشتي، 1402: 88) و «پیشوا» (‌بهشتي، 1400، ج2: 136) مترادف است. ایشان، از امام و رهبر در یک جامعة مسلکی، با عنوان «مرشد و راهنما» یاد می‌کند. (بهشتی، 1397الف: 191)

1,2. تعريف «رهبر»

«امام كسى است كه پيشاپيش مردم حركت مى‌كند و به مردم مى‌گويد با من بياييد. نه اين‌كه اينجا بنشيند و راه را به مردم نشان بدهد و بگويد برويد. امام معمولاً مى‌گويد به همراه من بياييد.» (‌بهشتي، 1390: 242) ايشان، رهبرى يك حركت اجتماعى را به قطاري در حال حركت و پر از مسافر تشبيه مي‌كند كه يك نفر راننده قطار، پشت آن نشسته و «سكان و فرمان گروه‌ها و نيروهايى را در دست مى‌گيرد؛ به اين سو مى‌كشاند، خراب مى‌كند، آباد مى‌كند، از بين مى‌برد يا مى‌سازد.» (‌بهشتي، 1396ب: 72)

1,3. اقسام «رهبري»

به‌طور كلي، رهبر، دوگونه است:

– رهبر انتصابي: «رهبرى كه از جانب خدا تعيين شده باشد.»

– رهبر انتخابي. (‌بهشتي، 1397الف: 185و189)

در جاي ديگر، امامت را به دو دسته مطلق و نسبي تقسيم مي‌كند. امامت مطلق، مخصوص امام معصوم است اما امامت نِسبي، غيرمعصوم را هم شامل مى‌شود. (‌بهشتي، 1400، ج1: 25)

در حقيقت، «ولايت معصوم» ذيل «رهبري انتصابي/امامت مطلق» قابل تعريف است و «ولايت فقيه» در چارچوب «رهبري انتخابي/امامت نسبي» تبيين مي‌شود.

2.رهبری امام حسين (ع)

شهيد بهشتي، كربلا را مصداق پيروزى مي‌داند. (‌بهشتي، 1378: 111) از اين‌رو نتيجه مي‌گيريم كه «کسانی که می‌خواهند یک مبارزه اجتماعی را رهبری کنند باید از اباعبدالله درس بگیرند.» (‌بهشتي، 1397ب: 17) بنابراین لازم است با بررسي مباني امامت و تبيين ادوار زماني و سنت‌ها و ويژگي‌هاي رهبري سيدالشهداء عليه‌السلام در مبارزه اجتماعي، الگوي موفقي براي رهبران امروز كشف شود.

2,1. مباني

آیت‌الله بهشتی معتقد است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، علاوه بر مقام پیامبری، واجد مقام امامت و رهبری بوده و در شأن امامت و رهبري‌اش، از دو خصلت برجستۀ ممتاز برخوردار است. (بهشتی، 1390: 74) این دو خصلت که دو نیازِ مستمر بوده و پس از پیامبر، توسط امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام تامین می‌شوند، مبنای امامت قرار می‌گیرند. (همان: 77و79) بر این اساس، دو مبنای علمی و عملی برای «امامت معصوم» قابل تصور است:

2,1,1. مبنای علمی: آگاهی بر روح تعاليم اسلام (علم)

«مردم، هميشه احتياج دارند به مقامى كه بتوانند سؤالاتى را كه دربارۀ تفسير قانون اسلام، تفسير قرآن و شناخت باطن قرآن دارند، بر او عرضه بدارند.» (همان: 76)

تأمين‌كنندگان اين احتياج بعد از پيغمبر، امامانى هستند كه «پيغمبر نيستند، وحى نمى‌گيرند، كتاب نمى‌آورند، اما از نظر علم به عمق اسلام، در ارتباط با سرچشمۀ وحى‌اند…ارتباط امام و رهبر امت پس از پيغمبر، از نظر شناخت تفسير قرآن و قانون، با پيغمبر مستقيم است و هر امامى علمش را به امام بعد، به همين ترتيب منتقل مى‌كند.» (همان: 79)

2،1،2. مبنای عملی: تجسم‌كنندۀ قرآن كريم بودن (عصمت)

نیاز دوم، وجود الگویی عملی در حد اعلی است. مردم در هر عصرى احتياج دارند به امام و پيشوا و رهبرى كه زندگى شخصي‌اش، زندگى اجتماعي‌اش، زندگى خانوادگي‌اش، مجسم‌كنندۀ اسلام باشد. شهید بهشتی، پیروزی نهضت را ناشی از ايمان‌زا بودن زندگی رهبر آن می‌داند و معتقد است: «هيچ نهضتى با رهبرى رهبرانى كه بيش از همۀ مردم ديگر به موازين آن نهضت عملاً پاى‌بند نباشند، به ثمر نخواهد رسيد.» (همان: 76) ایشان، بر این باور است که امام باید مَثَل اعلاى اسلام باشد و این خصلت را همان «عصمت» یا پاكى از هر نوع انحراف از اسلام می‌داند. (همان: 79)

امروز نیز یک رهبر اسلامی موفق، باید تا آنجا که می‌تواند این دو مبنا را در خود، تحکیم کند. از این‌رو، عدالت (تقوا و پاي‌بندی به قوانين اسلام) و تفقه (آگاهى بر اسلام) دو شرط اصلی رهبری در یک جامعه مسلکی است. (بهشتی، 1397الف: 191)

2،2. ادوار

عصر رهبري امام حسين عليه‌السلام به دو دوره قابل تقسیم است که در هر دوره با توجه به شرایط زمان و مکان، شیوة مبارزه مختلف بوده است:

2,2,1. دوره معاویه

این دوره، از شهادت امام مجتبی علیه‌السلام آغاز شد و با مرگ معاویه در رجب 60 هجری پایان یافت. به گفته شهید بهشتی، در این دوره امام حسين علیه‌السلام، هيچ‌گاه در برابر فساد حكومت شام سكوت نكرد. ايشان به مناسبت هر حادثه‌اى، به مناسبت هر جنايتى، به مناسبت هر انحرافى، لب به سخن مى‌گشود، نامه مى‌نوشت، انتقاد مى‌كرد و حكومت شام را بر كارهاى ناروايش مؤاخذه مى‌كرد. «پس از رحلت امام مجتبى، سلام الله عليه، امام حسين به تنهايى و گاهى همراه با برخى از بنى اعمامش يا برادرزادگانش، اين كار را انجام مى‌داد.» (‌بهشتي، 1400، ج4: 307)

2،2،2. دوره یزید

در این دوره، نهضت حسینی به‌صورت علنی آغاز شد؛ هرچند امام علیه‌السلام «در سال‌هاى حكومت معاويه و حتى در جريان قيام كربلا در برخى خطابه‌ها و اقدامات ديگر ناچار بود سنّت محافظه‌كارى را از دست ندهد.» (‌بهشتي، 1402: 75) مراد استاد شهید از این سنت، «تقیه» است. عمده اطلاعات ما از شیوه رهبری امام حسین علیه‌السلام، مربوط به این دوره است.

شهید بهشتی، نهضت امام حسين عليه‌السلام را يك نهضت فتح‌كننده نامید؛ بدین معنا که «مقدار زيادى از زمينه‌هايى را كه معاويه و يزيد، به‌دست آورده بودند از دست آن‌ها خارج كرد.» (‌بهشتي، 1378: ۱۱۲) ایشان، معتقد است که «حسين بن على عليه‌السلام پيروز شده است.» زیرا «در دل همه مردم شيفته آزادى و حق جا دارد.» (همان: ۱۱۹)

2,3. سنت‌هاي رهبري پيروز

«حسين‌بن‌علي عليه‌السلام در نظر دارد به مبارزه‌اي دست بزند.» (بهشتی، 1397ب: 17) اما مبارزه‌ باید «يك مبارزۀ با نقشه و با رهبرى» باشد و از وجود افراد ارزندة آن، «با نقشه و رهبرى استفاده شود نه به‌صورت فرد فرد و قربانيان حريت.» (بهشتی، 1402: 223)  مقصود دکتر بهشتی از «مبارزه رهبری شده» مبارزه‌ای است که خود امام، رهبرش باشد. (همان: 233)

از ديدگاه شهيد بهشتي، ياران سيدالشهداء از «نعمت دستيابى به رهبر قابل‌اعتماد» برخوردار بودند. آن‌ها، دنباله‌رو پيشوايى چون امام حسين (ع) بودند «كه به خودش، به راهش و به رهبرى‌اش هيچ شك و ترديدى نداشتند.» (بهشتی، 1400، ج۱: ۲۱۱) با توجه به نقش «رهبری» در موفقیت نهضت، نتیجه‌ می‌گیریم که هر «مبارزة پیروز»، با «رهبری پیروز» محقق می‌شود. حال، «سنت‌های مبارزه پیروز» را با تاکید بر «عنصر رهبری» بررسی می‌کنیم.

2,3,1. هدف‌مداری

از دیدگاه آیت‌الله بهشتي، هر کسی در زندگی یک نوع دلخوشی دارد و برای هدفی زنده است و مسلمان، كسي است كه هدفش در زندگی، کمال و فضیلت است. (بهشتی، 1397ب: ۲۶و۲۷) از آنجا كه «مبارزه در زندگي انسان امري اجتناب‌ناپذير است» (همان: 11) پس «باید هدف داشته باشد. هدفی مشخص و روشن، صریح و قاطع. مبارزة بی‌هدف معنی ندارد.» (همان: 12) طبیعی است که تعیین هدف و ابلاغ آن به مبارزان، وظیفه رهبر است.

انگيزه سيدالشهداء از قيام، رسيدن به حكومت نبود بلكه هدف، شناخته شدن حق از باطل است؛ «خواه به حكومت برسد يا نرسد.» (همان: 17)  ایشان قبل از خروج از مكه، وصیتی نوشت و به دست برادرش محمد حنفیه داد که بیانگر اهداف ایشان بود: «…أُرِيدُ أَن آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنهَى عَنِ الْمُنكَر.ِ..» (همان: ۵۹) اما وظيفۀ خطير امر به معروف و نهى از منكر در ميدان وسيع خود، يك مقدمه دارد و آن، «به‌هم‌پيوستگى پيرامون محور رهبرى» است. (در مکتب قرآن، ج4: 370)

در قیام حسینی، از ابتدا مسئله برای ابا عبدالله عليه‌السلام این بود که در همة افراد دیگر از کوچک و بزرگ هم در این قیام شرکت دارند باید فقط یک هدف در نظر باشد. آن هدف، خدا و آیین خدا، اسلام و امت اسلام و مصالح امت اسلام بود. (بهشتی، 1397ب: 63) بنابراین، فلسفة اینکه امام علیه‌السلام در شب عاشورا بیعت خود را از گردن یاران برداشت، این بود که «برای صحنه و میدان عمل فردا کسانی لازم‌اند که همه با هم، یکنواخت و متحد با هدف و شیوه واحد و یک‌جور باشند.» (همان: 32)

2،3،2. استقامت در راه هدف

یکی دیگر از بایسته‌های یک مبارز از دیدگاه آیت‌الله بهشتی، «مرد عمل» بودن و داشتن «استقامت» است. (همان: 1۳) به‌ویژه «پيشتازان نهضت‌هاى مقدس دينى و الهى، بايد از مواجهه با مرگ و هر نوع خطر، نهراسند و هميشه آمادۀ جانبازى باشند.» (بهشتی، 1402: 41) اما اینکه صحنة این جانبازی کجا باشد، مسئله بسیار مهمی است. در دیدگاه دکتر بهشتی، از نظر روح مبارزه، دلیری و شجاعت الهی امام حسین عليه‌السلام، بهتر بود هر تصميمي كه دارد، در يك صحنة باز تاريخي به عمل درآيد. (بهشتی، 1397ب: 58)

سنت استقامت، در قيام سيدالشهداء عليه‌السلام داراي مصاديق متعددي است. يكي از آن‌ها، «صبر مثبت» است. صبر مثبت، «صبرى است كه با عمل و تلاش و شجاعت و دليرى و دلاورى در برابر حوادث و در برخورد با حوادث همراه است.» (‌بهشتي، 1400، ج2: ۲4) ايشان، صبر امام حسين عليه‌السلام در روز عاشورا پس از از دست دادن همۀ نزديكان و بستگان و ياران را مصداق صبر مثبت می‌داند؛ به‌طوری ‌که «چنان روحى تازه و بانشاط داشت كه گويى هيچ بر سر او نيامده است.» (همان: ۲۱)

2,3,3. روش‌مندی

سومين بايستة مبارزان، «آشنايي با روش مبارزه» است. مبارزه، داراي اقسامي است كه هر كدام داراي زمان و مكان و روش و تاكتيك است. (بهشتی، 1397ب: ۱۵) بديهي است كه انتخاب روش، برعهدة رهبر مبارزه است. در انتخاب روش مبارزه، بايد دو نكته مورد توجه قرار گيرد:

الف) تناسب و سنخيت روش با هدف (همان): اين نكته، انگارة «هدف، وسيله را توجيه مي‌كند» را نفي مي‌كند. هرچه هدف، متعالي‌تر باشد روش هم بايد پاك‌تر باشد.

ب) توجه به شرايط زماني و مكاني (همان: 24): سيدالشهداء عليه‌السلام، علاوه بر كوفه، با بصره و خيلى جاهاى ديگر هم در تماس بود و در طول مسير، «به هر عنصرى برخورد مى‌كرد كه اميد داشت در دل و روح او آمادگى براى پيوستن به اين قيام باشد، با او تماس مى‌گرفت و او را دعوت مى‌كرد.» (بهشتی، 1400، ج۴: ۳۷۱)  اما با عوض شدن شرایط و شهادت سُفرایش، تاکتیک و روش خود را تغییر داد و ضمن خطبه‌اي خطاب به همراهان فرمود من بايد به اين راه بروم تا كشته شوم، هر كس از شما تا اين ساعت به اميد مال و ثروت و مقام و منصب با من آمده راهش را بگيرد و برود. از ديدگاه تحليلي شهيد بهشتي، با عوض شدن روش مبارزه، لازم بود كه همراهان تصفيه شوند تا افراد متزلزل و مردد در اردوى حسينى باقى نمانند. باید كساني در این راه بیایند كه ايمان قاطع به هدف داشته (سنت اول) و آماده جانبازي باشند(سنت دوم). (بهشتی، 1397ب: 19)

البته يكي از همراهان حضرت كه قرار گذاشته بود که آنجا که پای کشته شدن است کنار برود، تصفيه نشد و در نهايت جان سالم به در برد. مورخین بیشتر حادثه‌های تاریخ عاشورا را در طرف اردوگاه حسینی از قول این مرد نقل کرده‌اند. به باور شهيد مظلوم، علت این عدم تصفیه اين بود كه امام عليه‌السلام او را به‌عنوان «وقایع نگار جنگ» پیش‌بینی فرموده بود. (همان: ۷۷)

2,4. روش رفتار با رهروان

علاوه بر اين سنت‌هاي سه‌گانه، جلوه‌هاي ديگري از سيره سيدالشهداء عليه‌السلام در برخورد با ياران به‌صورت پراكنده در بيانات آيت‌الله بهشتي مطرح شده است كه مي‌تواند ما را با سبك رهبري آن حضرت، بيشتر آشنا كند:

الف) ايجاد شبكۀ ارتباطى صحيح و قابل اعتماد: اين شبكه در مبارزات بسيار اهميت دارد و بايد متشكل از افراد ورزيده و با ايمان و با هدف باشد. در قيام حسيني، قيس بن مُسَهَر (نامه‌رسان امام به كوفه) نمونه‌اى از اعضاى يك شبكۀ ارتباطى ارزنده است. (همان: 19)

ب) تساوي در استفاده از امكانات: در كربلا برای فرمانده، چادر مخصوص و تشریفات و سرباز محافظ و گارد مسلح نبود و امام و سربازانش خودشان را در یک خیمه تمیز كردند. اين نشان می‌دهد که «رفتار امام با سربازانش مثل رفتار علی با کارمندان و سربازانش است.» (همان: ۷۶)

ج) كسب خبر: در مسیر مکه تا کوفه، امام بر طبق وظيفۀ رهبرى‌اش از هر كسى كه از راه مى‌رسيد كسب خبر مى‌كرد تا بداند در كوفه چه مى‌گذرد. يكي از اين موارد كه استاد شهيد بدان اشاره كرده، برخورد امام با فرزدق شاعر است كه به امام گفت: «دل‌هاى مردم كوفه با توست اما شمشيرشان در خدمت بنى‌اميّه است.» (بهشتی، 1400، ج4: 371-372) توجه رهبران یک مبارزه به این نکته و تلاش برای کسب خبر، می‌تواند توطئۀ «ایزوله‌سازی» توسط برخی اطرافیان را خنثی کند.

د) شفافیت: «در منزل تعلییه دو نفر آمدند و خدمت امام عرض کردند ما خبری داریم، علنی بگوییم یا در جلسه سری؟ امام فرمود: من چیزی از اصحاب و یاران خودم پنهان ندارم. علنی بگویید.» (بهشتی، 1397ب: 60)

 
جمع‌بندي

با نظر بر آنچه گذشت، برگي از سيره رهبري سيدالشهداء با محوريت انديشه تحليلي آيت‌الله بهشتي كه علاوه بر تبحر در فقه و اصول، فلسفه، تفسير و علوم جديد، در عرصه سيره‌پژوهي نيز آثاري متقن بر جاي گذارده‌اند، بازخواني شد. ايشان، ضمن بررسي توصيفي تاريخ زندگي مبارزاتي سيدالشهداء، با تحليل سيرة آن حضرت، بايسته‌هايي همچون داشتن هدف، استقامت و داشتن روش صحيح را براي يك مبارزه موفق ذكر كرده‌اند كه با تطبيق آنها بر عنصر «رهبري مبارزه»، مي‌توان الگوي يك رهبر موفق را ترسيم نمود. علاوه بر سنن سه‌گانه، سيره رفتاري حضرت با ياران نيز بايد مورد توجه رهبران امروزي قرار گيرد تا به بهبودي روزافزون روابط رهبر و رهروان در جوامع مسلکی منجر شود.

كتاب‌نامه

‌بهشتي، سيدمحمد (1390)، پيامبري از نگاهي ديگر، تهران: روزنه.

‌بهشتي، سيدمحمد (1402)، تقيه: خودپايي یا هدف‌پایی؟، تهران: روزنه.

بهشتي، سيدمحمد (1400)، در مکتب قرآن، تهران: روزنه.

‌بهشتي، سيدمحمد (1396الف)، طرح علمي موسسه تحقيقاتي اسلامي، تهران: روزنه.

‌بهشتي، سيدمحمد (1396ب)، اتحاديه انجمن‌هاى اسلامى دانشجويان در اروپا، چاپ سوم، تهران: روزنه.

‌بهشتي، سيدمحمد (1397الف)، ولایت، رهبری، روحانیت، تهران: روزنه.

‌بهشتي، سيدمحمد (1397ب)، مبارزه پیروز، چاپ دوم، تهران: روزنه.

‌بهشتي، سيدمحمد (1378)، حق و باطل از ديدگاه قرآن، چاپ دوم، تهران: بقعه.

سبد خرید
ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری
error: Content is protected !!