✍️ نویسنده:زهرا ملکان
🗞️بهشتینگار، شماره هشتم، خرداد ۱۴۰۲
مقدمه
بشر از نخستین روزهای حضور خود بر عرصه خاک و شکوفایی جوانههای تأمّل و تدبیر بر شاخسار حیات، به خوبی دریافته است که خانواده بهترین مأمن انسان و شایستهترین کانون برای تبلور سکون و اطمینان است. این امر نشان میدهد که خانواده یکی از اساسیترین و طبیعیترین نیازهای انسان بهشمار میآید. ازدواج بهعنوان سنگ بنای اولیه خانواده و عاملی اساسی برای زوجیت و همدلی دو جوان و زمینه بالندگی و پیشرفت همسران به شمار میآید و انسانها میتوانند در سایه اندیشه و ایمان واقعی و در پناه زوجیتی شایسته، با اطمینان و صلابت، بر ناکامیها و فراز و نشیبهای زندگی چیره شوند و از وادیهای شکست، مصمّم و استوار عبور نمایند و بتوانند از گذرگاه اسفل السافلین به سوی اعلا علّیین، که همان مقصود خلقت است، راهی بگشایند. (احمد پناهی، 1385: 1) در نوشتار حاضر تلاش شده است تا مسائل مربوط به این امر مهم از دیدگاه شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی به اختصار بیان شود.
1.مفهوم شناسی ازدواج
در بینش اسلامی، مقصود از «ازدواج»، پیوند زناشویی رسمی میان دو جنس مخالف است که معمولا بالغ بوده و طبق شرایط شرعی و قانونی لازم انجام گرفته است. (همان: 1) «دست آفرینش میان زن و مرد، گرایش و کششی طبیعی نسبت به یکدیگر بهوجود آورده که آن دو را به هم میپیوندد و به سوی زندگی مشترک با یکدیگر میکشاند تا هسته اصلی خانواده را تشکیل دهند. این گرایش یا میل طبیعی همان میل جنسی است که مانند امیال غریزی دیگر باید در جهت صحیح خود قرار گیرد تا در خدمت انسانیت در آید. زندگی مشترک دو همسر در آغاز غالبا از میل جنسی ریشه میگیرد ولی در این حد متوقف نمیشود و به تدریج به نوعی همبستگی عمیق روحی و عاطفی، اقتصادی و اجتماعی میان آن دو کشانده میشود که از آن به «پیوند همسری» یا «زناشویی» تعبیر میکنیم. زن و مرد بهدنبال احساس تمایل قلبی به ایجاد پیوند میان خود با یکدیگر پیمان همسری یا «عقد ازدواج» میبندند. این پیمان در زندگی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا موجودیت دو انسان را از جهات بسیار به هم میپیوندد و نخستین محیط زندگی نوزاد انسانی را بنیان مینهد و از این راه روی جسم و جان و اندیشه و عمل آینده او بسی اثر میگذارد. به همین جهت پیمان ازدواج میان ملل مختلف، امری مقدس شمرده میشود و در نظامهای حقوقی مختلف به آن و مسائل مربوط به آن توجه خاصی شده است». (حسینی بهشتی، 1394: 344-345)
2.ضرورت و اهمیت ازدواج
«در آیات قرآن و در سخنان پیامبر اکرم (ص) و پیشوایان عالی قدر دیگر اسلامی به تشویقهای فراوان درباره ازدواج بر میخوریم. در گفتار اول بحث که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده، ساختن و بنیان نهادن خانواده پیش خدا از هر بنیانگذاری دیگر محبوبتر شناخته شده است:
ما بنين بناء في الإسلام أحب إلى الله من التزويج
در اسلام هیچ سازمانی به وجود نیامده که نزد خدا محبوب تر از ازدواج باشد.»[1] (همان: 346)
3.اهداف ازدواج
«از دیدگاه اسلام هدف از ازدواج صرف کامجویی جنسی نیست، بلکه تشکیل کانون سالم خانوادگی است که اولا، برای دو همسر کانون هماهنگی و الفت و صمیمیت باشد و ثانیا، محیط مناسبی برای پیدایش و رشد فرزندانی که بتوانند اعضای ساخته شدهتر و سازندهتر برای امت، یعنی جامعه ایدئولوژیک اسلامی باشند. روشن است که شرط اول رسیدن به این دو هدف این است که هر دو همسر به اسلام مؤمن و معتقد و هر چه بیشتر بدان پایبند باشند». (همان: 352)
به عبارت دیگر هدف اساسی ازدواج در اسلام عبارت است از:
الف) ایجاد کانون آرامش برای دو همسر:
«ومن آياته أن خلق لكم من انفسکم أزواجا لتسكنوا إليها وجعل بينكم مودة و رحمة إن في ذلك لآيات لقوم يتفكرون» ( روم/21)
«از نشانههای او (خدا) این که از خود شما برایتان همسرانی آفرید تا در کنار آنها آرام گیرید و میان شما دوستی و دلسوزی بهوجود آورد. بهراستی که در آن برای مردمی که بیندیشند نشانهها هست.»
ب) بهوجود آوردن نسل جدید و تربیت کردن فرزندانی تندرست، با ایمان و نیکوکار.
«فاطر السموات والأرض جعل لكم من أنفسكم أزواجا و من الأنعام أزواجا يذرؤكم فيه ليس كمثله شيء وهو السميع البصير»(شوری/11)
«پدید آورنده آسمانها و زمین، برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید و از چارپایان هم جفتها، تا بر شمار شما بیفزاید، هیچ چیز مانند او نیست و اوست شنوای بینا.» (همان: 345-346)
4.انواع ازدواج
«ازدواج در اسلام دو جور است: یکی ازدواج به منظور تشکیل خانواده؛ یکی ازدواج، نه به منظور تشکیل خانواده ازدواجی که در آن تشکیل خانواده منظور نباشد همان صیغه و متعه است؛ ازدواج موقت. ازدواج موقت به منظور این است که غریزه جنسی، مرد و زن را به راه آمیزشهای جنسی نامشروع نکشاند و آنها را از سقوط در فساد و فحشا بازدارد. ولی به هرحال باید آمیزش زن و مرد در چارچوب قانون معینی باشد و هرج و مرج جنسی در جامعه نباشد. فرق اساسی ازدواج دائم با موقت همین است که در ازدواج دائم، هدف تشکیل خانواده است، اما منظور از ازدواج موقت، تشکیل خانواده نیست». (حسینی بهشتی، 1400، ج6: 99)
5.شرایط ازدواج
«آزادی در انتخاب همسر از اصولی است که در اسلام سخت مورد عنایت و توجه قرار گرفته است، زیرا زندگی زناشویی هنگامی مایه آرامش خاطر خواهد بود که میان دو همسر توافق فکری و تناسب روحی و اخلاقی وجود داشته باشد. طبق مقررات اسلامی اولین شرط صحت عقد ازدواج این است که در بستن این قرارداد، زن در «ایجاب»، یعنی در پیشنهاد ازدواج به همسر مورد علاقه خود، و شوهر در «قبول»، یعنی پذیرفتن این پیشنهاد، رضایت و اختیار کامل داشته باشند.» (حسینی بهشتی، 1394: 347)
6.معیارهای انتخاب همسر
زن و شوهر برای قدم نهادن در مسیر زندگی باید همراه و همتای یکدیگر باشند. لذا اصلیترین معیار برای انتخاب همسر کفویت در ابعاد مختلف است. مانند کفویت در عقیده و اخلاق؛ کفویت اقتصادی؛ کفویت اجتماعی و فرهنگی و …
«رسول خدا (ص) میفرماید:
«با «کفوها» ازدواج کنید و از میان آنها همسر بگیرید و برای نسلی که باید از شما پدید آید بهترین زمینه را برگزینید».
یا در جایی دیگر از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود:
«المؤمنون بعضهم أكفاء بعض»
«انسانهای با ایمان همتای همارج یکدیگرند.»[2]
…بنابراین در جامعه اسلامی، نژاد، ملیت، موقعیت خانوادگی و عواملی از این قبیل، هرگز نباید مانع ازدواج و همسری دو مسلمانی گردد که خواستار ازدواج با یکدیگرند و صلاحیت ازدواج با یکدیگر را دارند». (حسینی بهشتی، 1394: 351-352)
7.ضرورت تحقیق در ازدواج
گفتگوی خواستگاری لازم است اما منجر به شناخت کافی نخواهد شد. اگر تحقیق بهصورت اصولی انجام بگیرد میتواند کمک شایانی به شناخت طرف مقابل کند. (عباسی ولدی،1396، ج1: 93)
«تحقیق کافی درباره همسر مورد نظر در زمینههای مختلف تا آنجا که بتوان با روشنی برای انعقاد یک پیمان مستحکم غیر محدود به زمان، تصمیم قاطع گرفت، امری لازم و غیرقابل انکار است.
هر گونه سهلانگاری و اتخاذ تصمیم عجولانه در این مورد که تنها تحت تأثیر احساسات جوانی یا ناشی از تحمیل و اجبار بستگان و دوستان باشد چه بسا موجب ناراحتیها و پشیمانیهای بعدی گردد اما تحقیقهای مفید و عاقلانه در این مورد را نباید با معاشرتهایی که منشاء آن تنها هوسهای زودگذر است اشتباه کرد. اینگونه معاشرتهای نامحدود را هر چند تحت عناوینی فریبنده از قبیل علاقه به شناخت روحیه همسر باشد، نمیتوان تجویز کرد زیرا غالبا مقصود اصلی از این آشنایی، ازدواج و تشکیل خانواده نیست.
در این مورد باید راهی حد وسط و دور از هر گونه افراط و تفریط را در نظر گرفت و این همان راهی است که اسلام توصیه کرده است. مردی از امام ششم(ع) چنین سؤال کرد: آیا مرد اجازه دارد زنی را که میخواهد با او ازدواج کند قبلا ببیند و به موی او و زیباییهای دیگرش بنگرد؟ امام در پاسخ فرمود: «اگر از روی هوسرانی نباشد، مانعی ندارد.»[3] (حسینی بهشتی، 1394: 355-356)
8.موانع ازدواج و راهکارهایی در راستای رفع موانع
«شک نیست که غریزه جنسی باید در جهت ازدواج دائم و ایجاد کانون خانوادگی هدایت شود اما از آنجا که برای همه جوانان، در آستانه نمایان شدن آثار بلوغ و طغیان خواستههای جنسی، زمینه تشکیل خانواده و ازدواج دائم فراهم نیست و غالبا ازدواجها، سالها بعد انجام میگیرد، برای بسیاری از آنها انحرافات و آلودگیهایی از این نظر پیش میآید». (همان: 376-377)
8,1 . ازدواج آسان
«در مقررات اسلامی که خواستههای فطری و نیروهای مختلف جسمی و روانی اشخاص از نظر دور نمانده است و همه شرایط و تغییرات احتمالی اجتماعی مورد توجه قرار گرفتهاند، با واقع بینی کامل برای اینگونه بن بستهای اجتماعی نیز راه حلهای عاقلانه و دور از هرگونه افراط و تفریط ارائه و پیشنهاد شده است. در تعالیم و مقررات اسلامی، ضمن ارائه راههای عملی برای ایجاد مقاومت در برابر هوسها و تمایلات فریبنده، طرح نقشههایی در مورد دور ماندن از محرکهای جنسی خارجی و به کار انداختن نیروها در امور سازنده و اساسی متناسب با زندگی انسانی، با در نظر داشتن این که هر کسی توانایی خودداری در برابر هوسهای سرکش خویش را ندارد یا گاهی این مقاومت و ریاضت عواقب نامطلوبی را بهدنبال دارد، برای آسان کردن ازدواج، تعالیم فراوانی آمده که قبلا با قسمتی از آنها آشنا شدید. کم بودن صداق، سبک کردن هزینه ازدواج، حذف تشریفات زاید و برگزار کردن این گونه امور با کمال سادگی و بی تشریفاتی از آن جمله میباشند». (همان: 377-378)
«امان از دست آن پدر و مادرهایی که نمیگذارند این جوانهای ساده بر اساس و رعایت شرط دین و ایمان و تقوی با یک لقمه نان که بتوانند در بیاورند، با هم ازدواج کنند. چـرا ایـن هـمـه شـرایـط ازدواج را سنگین میکنید؟ و جوانها و جامعه را به سمت فساد میبرید و تسلیم امواج فساد میکنید؟ نکنید پدرها و مادرها! برادرها و خواهرها! سختگیری نکنید. یک جوانی مسلمان با یک جوان مسلمان دیگر، مؤمن باشند، بـا خـدا باشند، مرد هم عرضه یک لقمه نان و یک محل سکونت معمولی پهلوی قوم و خویشهایش یا پیش شما را داشته باشد، مراسم ازدواج ساده، علما را هم خبر کنید آنجا تشریف دارند. خیلی ساده برایتان صیغه ازدواج جاری میکنند. بنابراین این حرف بسیار خوبی است و دفتر خانههای ازدواج هم باید منصف باشند. سطح خرج ازدواج را آن قدر بگیرند که مردم از عهدهاش بر بیایند و شیرینی اینها هم یک مختصر آب نبات و خرما هم میشود… دو تا از این جوانها آمده بودند برای ازدواج با پدر و مادرشان و اصرار داشتند که من در یک چند دقیقهای که در محل کار بودم، صیغه ازدواجشان را بخوانم. دیدم یک بشقاب خـرمـا هـم گذاشتند آنجا برای شرینی، صد آفرین به آنها گفتم. باید ازدواجها را ساده کرد». (حسینی بهشتی، 1390، ج3: 262)
8,2 . ازدواج موقت
«برای حل مشکل جنسی در مواردی که مرد و زن یا پسر و دختر هیچ راهی برای ازدواج دائم ندارند، در حقوق اسلامی یک نوع ازدواج موقت و غیردائمی پیشنهاد شده است. در این نوع ازدواج هدف تشکیل خانواده نیست، بلکه داشتن روابط جنسی قانونی در مدتی است که تعیین میکنند. به همین جهت باید برای این منظور قراری روشن میان خود داشته باشند و قراردادی مشخص میان آنها بسته شود، قراردادی که در آن همه جهات روشن شده باشد». (حسینی بهشتی، 1394: 378)
جمعبندی
باتوجه به آموزههای دینی در اندیشه شهید دکتر بهشتی، پیرامون مسأله ازدواج، به بیان هدف و ضرورت ازدواج در آیات و روایات پرداخته شد. همچنین این نتیجه حاصل شد که ازدواج موجب کسب کمالات معنوی، عفت و پاکدامنی، احساس مسئولیت، آرامش و امنیت خاطر، تولید و بقای نسل انسانی، سلامت و امنیت اجتماعی، تقویت و تثبیت صفات جنسی و پیشگیری از انحرافات اخلاقی در ابعاد فردی و اجتماعی میگردد. علاوه بر آن به سبک ازدواج اسلامی از مرحله قبل از خواستگاری تا بعد از مراسم عروسی اشاره شد و بعد از بیان انواع ازدواج ها (دائم و موقت)، راهکارهایی جهت کاهش و رفع تأخیر و موانع ازدواج بیان گردید.
کتابنامه
احمد پناهی، علی، (1385)، «ازدواج در اسلام; با نگاهی به کارکردهای تربیتی و روان شناختی»، معرفت، 104.
حسینی بهشتی، سید محمد، (1394)، شناخت اسلام، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سید محمد، (1400)، در مکتب قرآن، ج1، تهران: روزنه.
حسینی بهشتی، سید محمد، (1390)، جاودانه تاریخ، ج3، تهران: روزنامه جمهوری اسلامی.
عباسی ولدی، محسن، (1396)، از من بودن تا ما شدن، کتاب اول، انتشارات آیین فطرت.
[1] . من لا یحضو الفقیه، شیخ صدوق، ص409.
[2] . وسائل، ج14، ص49.
[3] . وسائل، ج14، ص60.